–106

همچنین باید از اساتیدی که در دوران کارشناسی ارشد از محضر آنها بسیار آموختم تقدیر و تشکر نمایم.

تقديم بــه:
این پایان نامه را به مشوقین اصلیم در زندگی، پدر و مادر عزیزم تقدیم مینمایم. کسانیکه از آنها راه و رسم پرواز کردن، اسقامت و صبوری در زندگی را آموختم.

چکيده:
مرور بر روی ادبیات نوآوری نشان میدهد که در دو دههی اخیر، تغییرات سیستماتیک و بنیادی در روشی که شرکتها برای فعالیتهای نوآورانه خود انجام میدهند ایجاد شده است. به خصوص رشد بزرگی در استفاده از شبکههای خارجی توسط شرکتها با ابعاد مختلف دیده میشود. این پژوهش سعی بر این دارد تا با نگاهی جامع به تأثیر تواناییهای داخلی و ارتباطهای خارجی سازمان با نوآوری بپردازد. برای این منظور توانایی نوآوری فناورانه بعنوان توانایی سازمان برای نوآوری و شبکههای همکاری بعنوان عوامل محیطی برای نوآوری در نظر گرفته شده است. به زبانی سادهتر، این پژوهش به ارتباط میان توانایی نوآوری فناورانه (ظرفیت یادگیری، ظرفیت تحقیق و توسعه، ظرفیت تخصیص منابع، ظرفیت ساخت و تولید، ظرفیت بازاریابی، ظرفیت سازمانی و ظرفیت برنامهریزی استراتژیک) و شبکههای همکاری (همکاری بین شرکتی، همکاری با مؤسسات دولتی، همکاری با مؤسسات میانجی و همکاری با سازمانهای پژوهشی) با انواع نوآوری (نوآوری محصول، نوآوری فرآیند و نوآوری مدیریت) نگاهی دقیقتر مینماید.
این پژوهش به بررسی ارتباط این سه مجموعه در شرکتهای نرمافزاری ایران (صنعت نرمافزارهای بانکداری) خواهد پرداخت. اطلاعات جمعآوری شده از 156خبره و مدیر ارشد و میانی 12 شرکت زیر مجموعه گروه توسن (کیش ویر) توسط روش تحلیل عاملی (Factor Analysis)، تحلیل همبستگی متمرکز (Canonical Correlation Analysis) بررسی گردید. نتایج حاصل شده نشان میدهد که مجموعههای توانایی نوآوری فناورانه و شبکههای همکاری با نوآوری رابطه معنیدار و مثبتی دارند. همچنین میان دو مجموعه توانایی نوآوری فناورانه و شبکههای همکاری رابطه معنیدار و مثبتی وجود دارد.
یافتههای این پژوهش همچنین نشان میدهند که در بُعد داخل سازمانی، ظرفیت سازمانی، ظرفیت برنامهریزی استراتژیک، ظرفیت یادگیری و ظرفیت تحقیق و توسعه به ترتیب بیشترین تأثیر را بر روی نوآوری دارند. در بُعد بیرون سازمان (شبکههای همکاری) ابعاد همکاری بین شرکتی و همکاری با سازمانهای پژوهشی بیشترین تأثیر را بر روی نوآوری دارند. همکاری با مؤسسات میانجی تأثیر ضعیف دارد و همکاری با سازمانهای دولتی تأثیری بر نوآوری ندارد. از طرف دیگر همکاری بین شرکتی و همکاری با سازمانهای پژوهشی بیشترین تأثیر را بر روی توانایی نوآوری فناورانه دارد. همچنین ظرفیت برنامهریزی استراتژیک، ظرفیت سازمانی و ظرفیت بازاریابی بیشترین نقش را در ایجاد ارتباط بین شبکههای همکاری و توانایی نوآوری فناورانه ایفا میکنند.
واژگان کلیدی: شبکههای همکاری، تواناییهای نوآوری فناورانه، نوآوری، سیستم نوآوری منطقهای
فهرست مطالب
TOC o "1-3" h z t "عنوان بدن شماره,1" 1- کلیات PAGEREF _Toc349063309 h 21-1- مقدمه PAGEREF _Toc349063310 h 21- 2- بیان مسأله و اهمیت آن PAGEREF _Toc349063311 h 21- 3- سوابق تحقیق PAGEREF _Toc349063312 h 51- 4- اهداف تحقیق PAGEREF _Toc349063313 h 71- 4- 1- هدف اصلی تحقیق PAGEREF _Toc349063314 h 71- 4- 2- اهداف فرعی تحقیق PAGEREF _Toc349063315 h 71- 5- روش شناسی تحقیق PAGEREF _Toc349063316 h 81- 5- 1- روشهای گردآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات و دادهها PAGEREF _Toc349063317 h 91- 5- 2- جامعه آماری، روش نمونهگیری، حجم نمونه PAGEREF _Toc349063318 h 111- 6- الگوی مفهومی و فرضیههای تحقیق PAGEREF _Toc349063319 h 121- 7- تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرح PAGEREF _Toc349063320 h 142- مرور ادبیات PAGEREF _Toc349063321 h 172- 1- مقدمه PAGEREF _Toc349063322 h 172- 2- نوآوری PAGEREF _Toc349063323 h 172- 2- 1- سیر تکامل نوآوری PAGEREF _Toc349063324 h 202- 2- 2- انواع نوآوری PAGEREF _Toc349063325 h 212- 2- 3- منابع نوآوری PAGEREF _Toc349063326 h 292- 3- نظامهای نوآوری PAGEREF _Toc349063327 h 302- 3- 1- نظام ملی نوآوری PAGEREF _Toc349063328 h 302- 3- 2- نظام نوآوری منطقهای PAGEREF _Toc349063329 h 312- 3- 3- نظام نوآوری فناورانه PAGEREF _Toc349063330 h 352- 3- 4- شبکههای همکاری و نظام نوآوری منطقهای PAGEREF _Toc349063331 h 362- 3- 5- نظام نوآوری منطقهای با نوآوری داخل شرکت PAGEREF _Toc349063332 h 362- 3- 6- نوآوری در شرکتهای کوچک و متوسط PAGEREF _Toc349063333 h 372- 4- ظرفیت نوآوری PAGEREF _Toc349063334 h 392- 4- 1- توانمندی نوآوری فناورانه PAGEREF _Toc349063335 h 482- 5- شبکه های همکاری PAGEREF _Toc349063336 h 602- 5- 1- همکاری با سازمانهای پژوهشی PAGEREF _Toc349063337 h 622- 5- 2- همکاری با سازمانها و نهادهای دولتی PAGEREF _Toc349063338 h 632- 5- 3- همکاری بین شرکتی PAGEREF _Toc349063339 h 652- 5- 4- همکاری با مؤسسات میانجی PAGEREF _Toc349063340 h 652- 6- مروری بر تحقیقات پیشین PAGEREF _Toc349063341 h 662- 6- 1- شبکههای همکاری با انواع نوآوری PAGEREF _Toc349063342 h 662- 6- 2- شبکههای همکاری و ظرفیتهای نوآوری PAGEREF _Toc349063343 h 722- 6- 3- ظرفیتهای نوآوری و انواع نوآوری PAGEREF _Toc349063344 h 743- فصل سوم: روش شناسی تحقیق PAGEREF _Toc349063345 h 773- 1- مقدمه PAGEREF _Toc349063346 h 773- 2- روششناسي تحقيق PAGEREF _Toc349063347 h 773- 3- جامعه آماری و نمونه پژوهش PAGEREF _Toc349063348 h 783- 3- 1- قلمرو مکانی PAGEREF _Toc349063349 h 813- 3- 2- قلمرو زمانی PAGEREF _Toc349063350 h 823- 4- نحوه گرد آوری اطلاعات PAGEREF _Toc349063351 h 823- 4- 1- تشريح پرسشنامه تحقيق PAGEREF _Toc349063352 h 823- 5- روایی و پایایی ابزار پژوهش PAGEREF _Toc349063353 h 843- 5- 1- پايايي پرسشنامه PAGEREF _Toc349063354 h 843- 5- 2- روايي پرسشنامه PAGEREF _Toc349063355 h 873- 6- تعریف متغیرهای پژوهش PAGEREF _Toc349063356 h 883- 6- 1- توانمندی نوآوری فناورانه PAGEREF _Toc349063357 h 883- 6- 2- شبکههای همکاری PAGEREF _Toc349063358 h 933- 6- 3- نوآوری PAGEREF _Toc349063359 h 953- 7- روش تحلیل همبستگی متمرکز (CCA) PAGEREF _Toc349063360 h 984- فصل چهارم: تجزیه و تحلیل دادهها PAGEREF _Toc349063361 h 1064- 1- مقدمه PAGEREF _Toc349063362 h 1064- 2- آمار توصیفی PAGEREF _Toc349063363 h 1064- 2- 1- سن PAGEREF _Toc349063364 h 1064- 2- 2- سابقه خدمت PAGEREF _Toc349063365 h 1074- 2- 3- میزان تحصیلات PAGEREF _Toc349063366 h 1084- 2- 4- سمت PAGEREF _Toc349063367 h 1084- 2- 5- جنسیت PAGEREF _Toc349063368 h 1094- 3- تحلیل روایی پرسشنامه با استفاده از تحلیل عاملی PAGEREF _Toc349063369 h 1094- 3- 1- تحليل عاملي اكتشافي براي پرسشنامه «توانایی نوآوری فناورانه» PAGEREF _Toc349063370 h 1104- 3- 2- تحليل عاملي اكتشافي براي پرسشنامه «شبکههای همکاری» PAGEREF _Toc349063371 h 1154- 3- 3- تحليل عاملي اكتشافي براي پرسشنامه «نوآوری» PAGEREF _Toc349063372 h 1184- 4- سؤالات PAGEREF _Toc349063373 h 1214- 5- تحلیل فرضیههای تحقیق PAGEREF _Toc349063374 h 1214- 5- 1- بررسی روابط متقابل توانایی نوآوری فناورانه و شبکههای همکاری PAGEREF _Toc349063375 h 1214- 5- 2- بررسی روابط متقابل توانایی نوآوری فناورانه و نوآوری PAGEREF _Toc349063376 h 1304- 5- 3- بررسی روابط متقابل شبکههای همکاری و نوآوری PAGEREF _Toc349063377 h 1394- 6- نتیجه گیری PAGEREF _Toc349063378 h 1475- نتیجهگیری و پیشنهادات PAGEREF _Toc349063379 h 1515- 1- مقدمه PAGEREF _Toc349063380 h 1515- 2- آزمون فرضیات تحقیق PAGEREF _Toc349063381 h 1515- 2- 1- فرضیات اصلی PAGEREF _Toc349063382 h 1515- 2- 2- فرضیات فرعی PAGEREF _Toc349063383 h 1535- 3- سؤالات تحقیق PAGEREF _Toc349063384 h 1545- 4- سازگاری یافتهها با تحقیقات پیشین PAGEREF _Toc349063385 h 1555- 5- تفاسیر و پیشنهادات PAGEREF _Toc349063386 h 1575- 6- پیشنهادات پژوهشی PAGEREF _Toc349063387 h 1625- 7- محدودیتهای پژوهش PAGEREF _Toc349063388 h 1625- 8- ویژگی پژوهش PAGEREF _Toc349063389 h 163مراجع PAGEREF _Toc349063390 h 164پیوست PAGEREF _Toc349063391 h 176

فهرست جداول
TOC h z t "عنوان جدول,1" جدول 2-1- مقايسه انواع نوآوري PAGEREF _Toc353118992 h 24جدول 2-2- تعریفهای متفاوت نوآوری مدیریت PAGEREF _Toc353118993 h 27جدول2-3- توزیع منابع نوآوری (J.C. Guan et al., 2005) PAGEREF _Toc353118994 h 29جدول 2-4- تعریفهای ظرفیت نوآوری PAGEREF _Toc353118995 h 40جدول 2-5- عاملهای ارزیابی توانایی نوآوری فناورانه تارکر (2012) PAGEREF _Toc353118996 h 56جدول 2-6- زیر معیار های جنبه‌های مختلف روش وانگ و همکاران (2008) PAGEREF _Toc353118997 h 58جدول ‏31- حجم جامعه و تعداد نمونه هر يك از 11 شركت در مجموعه شرکت‌های گروه توسن PAGEREF _Toc353118998 h 80جدول 3-2- طيف پاسخ‌هاي پرسشنامه PAGEREF _Toc353118999 h 83جدول 3-3- تعداد سؤالات مرتبط با متغيرهای مورد بررسی در تحقيق PAGEREF _Toc353119000 h 83جدول 3-4- نتايج آزمون آلفاي کرونباخ PAGEREF _Toc353119001 h 85جدول 3-5- شاخص‌هاي متغير توانایی یادگیری PAGEREF _Toc353119002 h 89جدول 3-6- شاخص‌هاي متغير توانایی تحقیق و توسعه PAGEREF _Toc353119003 h 89جدول 3-7- شاخص‌هاي متغير توانایی تخصیص منابع PAGEREF _Toc353119004 h 90جدول 3-8- شاخص‌هاي متغير توانایی تولید PAGEREF _Toc353119005 h 90جدول 3-9- شاخص‌هاي متغير توانایی بازاریابی PAGEREF _Toc353119006 h 91جدول 3-10- شاخص‌هاي متغير توانایی سازماندهی PAGEREF _Toc353119007 h 92جدول 3-11- شاخص‌هاي متغير توانایی برنامهریزی استراتژیک PAGEREF _Toc353119008 h 92جدول 3-12- شاخص‌هاي متغير همکاری بین شرکتی PAGEREF _Toc353119009 h 93جدول 3-13- شاخص‌هاي متغير همکاری با سازمانها و نهادهای دولتی PAGEREF _Toc353119010 h 94جدول 3-14- شاخص‌هاي متغير همکاری با مؤسسات میانجی PAGEREF _Toc353119011 h 95جدول 3-15- شاخص‌هاي متغير سازمانهای پژوهشی PAGEREF _Toc353119012 h 95جدول 3-16- شاخص‌هاي متغير نوآوري‌ در محصول PAGEREF _Toc353119013 h 96جدول 3-17- شاخص‌هاي متغير نوآوري‌ در فرآيند PAGEREF _Toc353119014 h 97جدول 3-18- شاخص‌هاي متغير نوآوري‌ در مديريت PAGEREF _Toc353119015 h 97جدول 4-1- توزیع سنی پاسخدهندگان PAGEREF _Toc353119016 h 107جدول 4-2- توزیع بر اساس سابقه خدمت پاسخدهندگان PAGEREF _Toc353119017 h 107جدول 4-3- توزیع بر اساس میزان تحصیل پاسخدهندگان PAGEREF _Toc353119018 h 108جدول 4-4- توزیع بر اساس سمت پاسخدهندگان PAGEREF _Toc353119019 h 108جدول 4-5- توزیع بر اساس سمت پاسخدهندگان PAGEREF _Toc353119020 h 109جدول 4-6- آزمون شاخص KMO و بارتلت برای توانایی نوآوری فناورانه PAGEREF _Toc353119021 h 110جدول 4-7- برآورد میزان اشتراک عوامل توانایی نوآوری فناورانه PAGEREF _Toc353119022 h 111جدول 4-8- کل واریانس تبیین شده توانایی نوآوری فناورانه PAGEREF _Toc353119023 h 112جدول 4-9- ماتریس چرخش یافته اجزا PAGEREF _Toc353119024 h 114جدول 4-10- آزمون شاخص KMO و بارتلت برای شبکههای همکاری PAGEREF _Toc353119025 h 115جدول 4-11- برآورد میزان اشتراک عوامل شبکههای همکاری PAGEREF _Toc353119026 h 116جدول 4-12- کل واریانس تبیین شده شبکه همکاری PAGEREF _Toc353119027 h 117جدول 4-13- ماتریس چرخش یافته اجزا شبکههای همکاری PAGEREF _Toc353119028 h 118جدول 4-14- آزمون شاخص KMO و بارتلت برای نوآوری PAGEREF _Toc353119029 h 118جدول 4-15- برآورد میزان اشتراک عوامل نوآوری PAGEREF _Toc353119030 h 119جدول 4-16- کل واریانس تبیین شده شبکه همکاری PAGEREF _Toc353119031 h 120جدول 4-13- ماتریس چرخش یافته اجزا نوآوری PAGEREF _Toc353119032 h 120جدول 4-14- نام اختصاری متغیرهای توانایی نوآوری فناورانه و شبکههای همکاری PAGEREF _Toc353119033 h 123جدول4-15- ضرایب همبستگی بین متغیر های «توانایی نوآوری فناورانه» و « شبکههای همکاری» PAGEREF _Toc353119034 h 124جدول 4-16- خلاصهی تحلیل همبستگی متمرکز بین توانایی نوآوری فناورانه و شبکههای همکاری PAGEREF _Toc353119035 h 125جدول 4-17- جدول تستهای آماری توانایی نوآوری فناورانه و شبکههای همکاری PAGEREF _Toc353119036 h 126جدول 4-18- ضرایب ساختاری و میان ساختاری برای متغیر متمرکز (توانایی نوآوری فناورانه) PAGEREF _Toc353119037 h 128جدول 4-19- سهم (واریانس) استخراج شده (توانایی نوآوری فناورانه) PAGEREF _Toc353119038 h 129جدول 4-20- ضرایب ساختاری و میان ساختاری برای متغیر متمرکز (شبکههای همکاری) PAGEREF _Toc353119039 h 129جدول 4-21- سهم (واریانس) استخراج شده (شبکههای همکاری) PAGEREF _Toc353119040 h 130جدول 4-22- نام اختصاری متغیرهای توانایی نوآوری فناورانه و نوآوری PAGEREF _Toc353119041 h 132جدول4-23- ضرایب همبستگی بین متغیر های «توانایی نوآوری فناورانه» و « نوآوری» PAGEREF _Toc353119042 h 133جدول 4-24- خلاصه‌ی تحلیل همبستگی متمرکز بین توانایی نوآوری فناورانه و نوآوری PAGEREF _Toc353119043 h 134جدول 4-25- جدول تستهای آماری توانایی نوآوری فناورانه و نوآوری PAGEREF _Toc353119044 h 135جدول 4-26- ضرایب ساختاری و میان ساختاری برای متغیرهای متمرکز (توانایی نوآوری فناورانه) PAGEREF _Toc353119045 h 137جدول 4-27- سهم (واریانس) استخراج شده (توانایی نوآوری فناورانه) PAGEREF _Toc353119046 h 138جدول 4-28- ضرایب ساختاری و میان ساختاری برای متغیر متمرکز (نوآوری) PAGEREF _Toc353119047 h 138جدول 4-29- سهم (واریانس) استخراج شده (توانایی نوآوری فناورانه) PAGEREF _Toc353119048 h 139جدول 4-30- نام اختصاری متغیرهای توانایی نوآوری فناورانه و نوآوری PAGEREF _Toc353119049 h 140جدول4-31- ضرایب همبستگی بین متغیرهای «شبکههای همکاری» و « نوآوری» PAGEREF _Toc353119050 h 141جدول 4-32- خلاصه‌ی تحلیل همبستگی متمرکز بین شبکههای همکاری و نوآوری PAGEREF _Toc353119051 h 142جدول 4-33- جدول تستهای آماری (شبکههای همکاری و نوآوری) PAGEREF _Toc353119052 h 143جدول 4-34- ضرایب ساختاری و میان ساختاری برای متغیر متمرکز (شبکههای همکاری) PAGEREF _Toc353119053 h 145جدول 4-35- سهم (واریانس) استخراج شده (شبکههای همکاری) PAGEREF _Toc353119054 h 145جدول 4-36- ضرایب ساختاری برای متغیر متمرکز (نوآوری) PAGEREF _Toc353119055 h 146جدول 4-37- سهم (واریانس) استخراج شده (نوآوری) PAGEREF _Toc353119056 h 146جدول 5-1- تحلیل کلی رابطه شبکه همکاری با توانایی نوآوری فناورانه PAGEREF _Toc353119057 h 157جدول 5-2- تحلیل کلی رابطه توانایی نوآوری فناورانه با نوآوری PAGEREF _Toc353119058 h 158جدول 5-3- تحلیل کلی رابطه شبکههای همکاری با نوآوری PAGEREF _Toc353119059 h 160

فهرست اشکال
TOC h z t "عنوان شکل,1" شکل 1-1- ساختار گزارش تحقیق PAGEREF _Toc349063470 h 8شکل 1-2- مدل مفهومی پیشنهادی PAGEREF _Toc349063471 h 14شكل4-1- مدل پیشنهادی روابط بین «توانایی نوآوری فناورانه» و « شبکههای همکاری» PAGEREF _Toc349063472 h 122شكل 4-2- همبستگی زوجی میان متغیرهای متمرکز اول PAGEREF _Toc349063473 h 127شكل 4-3- همبستگی زوجی میان متغیرهای متمرکز دوم PAGEREF _Toc349063474 h 127شكل4-4- مدل پیشنهادی مربوط به روابط بین «توانایی نوآوری فناورانه» و « نوآوری» PAGEREF _Toc349063475 h 131شكل 4-5- همبستگی زوجی میان متغیرهای متمرکز اول (توانایی نوآوری فناورانه- نوآوری) PAGEREF _Toc349063476 h 135شكل 4-7- همبستگی زوجی میان متغیرهای متمرکز سوم (توانایی نوآوری فناورانه- نوآوری) PAGEREF _Toc349063477 h 136شكل4-8- مدل پیشنهادی مربوط به روابط بین «شبکههای همکاری» و « نوآوری» PAGEREF _Toc349063478 h 140شكل 4-9- همبستگی زوجی میان متغیرهای متمرکز اول (شبکههای همکاری- نوآوری) PAGEREF _Toc349063479 h 144شكل 4-10- همبستگی زوجی میان متغیرهای متمرکز دوم (شبکههای همکاری- نوآوری) PAGEREF _Toc349063480 h 144

فصل اول
کلیات

کلیاتمقدمهصاحب نظران مدیریت "همکاری" را فرهنگ و استراتژی کسب و کار آینده میدانند.در فضای کسب و کار رقابتی که شرکتها بصورت روز افزون نیازمند منابع نوآوری و فناوری هستند، مزیتهای رقابتی فعلی شرکتها و منابع داخلی آنها دیگر بعنوان منبع تأمین مزیتهای رقابتی کفایت نمیکند. بنابراین همکاری بعنوان ابزاری مؤثر برای توسعه مزیت رقابتی پر کردن شکاف میان توانمندیهای موجود و مطلوب در فضای پیچیده رقابت جهانی و تحولات ناگهانی بشمار میآید.
امروزه اغلب مدیران و صاحب نظران بر این عقیده هستند که همکاری منبعی کلیدی برای نوآوری و رقابت پذیری بنگاهها میباشد. در این پژوهش سعی میگردد تا با نگرشی نهادی، سازمان در بستری از شبکههای همکاری، نظام ملی نوآوری و نظام نوآوری منطقهای در نظر بگیرد و از طرف دیگر توانایی نوآوری فناورانه بنگاه را نیز بعنوان جزئی از این نظام مورد ارزیابی قرار داده و تأثیر بستر بیرونی بنگاه (شبکهی همکاری) و تواناییهای درونی بنگاه (توانایی نوآوری فناورانه) را بر روی نوآوری بسنجد.
بیان مسأله و اهمیت آنمرور بر روی ادبیات نوآوری نشان میدهد که در دو دههی اخیر، تغییرات سیستماتیک و بنیادی در روشی که شرکتها برای فعالیتهای نوآورانه خود انجام میدهند ایجاد شده است. به خصوص رشد بزرگی در استفاده از شبکههای خارجی توسط شرکتها با ابعاد مختلف دیده میشود (Hagedoorn, 2002). بر اساس (Chesbrough, 2003) شرکتها بر روی منابع خارجی نوآوری با تأکید بر ایدهها، منابع و افراد که به سازمانها وارد یا خارج میشوند و همچنین جستجو برای استفاده از گستره وسیعتری از ایدهها، دانش و منابع و شبکهها که برای ایجاد نوآوریهای موفق برای سازمان لازم میشوند، تکیه میکنند. (Zeng, Xie, & Tam, 2010) شبکههای همکاری را به ابعاد همکاری بین شرکتی، همکاری با سازمانهای واسطهای، همکاری با نهادهای دولتی و همکاری با مؤسسات تحقیقاتی تقسیم میکند.
از طرف دیگر (Burgelman, 2004) تواناییهای نوآوری فناورانه را به عنوان مجموعه جامعی از ویژگیهای شرکت که استراتژیهای نوآوری فناورانه را تسهیل و پشتیبانی میکنند تعریف میکند. پژوهشگران زیادی رویکردهای متنوعی برای ارزیابی تواناییهای فناورانه سازمانها ارائه نمودند: برای ارزیابی تواناییهای نوآوری فناورانه (Christensen, 1995) رویکرد دارایی که شامل ارزیابی تحقیق علمی، ارزیابی نوآوری محصول و ارزیابی زیباشناسی طراحی را ارائه نمود،(Burgelman, 2004) رویکرد فرآیندی برای ارزیابی تواناییهای نوآوری فناورانه ارائه نمود و برای ارزیابی آنها ابعاد تواناییهای شرکت در، تخصیص و در دسترس بودن منابع، درک بازار و استراتژیهای نوآورانه رقبا، درک توسعههای تکنولوژیکی مرتبط با شرکت، تأثیرات فرهنگی و ساختاری بر روی فعالیتهای نوآوری داخلی و توانایی مدیریت استراتژیک برای بررسی فعالیتهای نوآوری داخلی در نظر گرفت. (Chiesa, 1996) نیز رویکردی فرآیندی برای ارزیابی تواناییهای نوآوری فناورانه ارائه نمود که ابعاد آن عبارت بودند از: توانایی تولید مفهوم، توانایی فرآیند نوآوری، توانایی توسعه محصول، توانایی اکتساب فناوری، توانایی رهبری، توانایی بکارگیری منابع و توانایی در استفاده مؤثر از سیستمها و ابزارها. (R. Yam, Guan, Pun, & Tang, 2004) نیز با رویکردی متفاوت یعنی رویکرد وظیفهای (عملیاتی) را برای ارزیابی تواناییهای نوآوری فناورانه ارائه نمود که ابعاد آن توانایی یادگیری، توانایی تحقیق و پژوهش، توانایی تخصیص منابع، توانایی ساخت، توانایی بازاریابی، توانایی سازمان و توانایی برنامهریزی استراتژی است.
نوآوری را نیز (Lukas & Ferrell, 2000) پذيرش يك ابزار، سيستم، سياست، برنامه، فرآيند، محصول يا خدمت جديد كه مي‌تواند در داخل سازمان ايجاد شود و يا از بيرون خريداري شود و براي سازمان، جديد باشد» تعریف مینماید. (Manu, 1992)، نوآوري‌هاي مديريتي و فني را به سه دسته كلي نوآوري در محصول، نوآوري در فرآيند و نوآوري مديريتي تقسيم‌بندي کرده است و بر اين اساس نوآوري سازمان‌ها را سنجيده‌ است.
نوآوري‌هاي مديريتي شامل ساختار سازماني و فرآيندهاي مديريتي هستند که به طور غير مستقيم با فعاليت‌هاي اصلي كاري مرتبط میشوند (F. Damanpour & Evan, 1984). نوآوري‌هاي محصول، محصولات يا خدمات جديدي هستند كه براي رفع نياز يك مصرف‌كننده ارائه مي‌شوند و نوآوري‌هاي فرآيندي عوامل جديدي هستند كه به عمليات توليدي يا خدماتي يك سازمان ارائه مي‌شوند؛ مانند مواد اوليه، شرح وظايف و مكانيزم‌هاي كاري و جريان اطلاعات (Utterback & Abernathy, 1975).
همانطور که بیان شد (Zeng et al., 2010) چهار بعد برای شبکههای همکاری بیان نمود. (R. Yam, W. Lo, E. P. Y. Tang, & A. K. W. Lau, 2011) همکاری با سازمانهای پژوهشی را یکی از منابع نوآوری در نظر گرفتند و ارتباط آن با توانایی نوآوری فناورانه را مورد ارزیابی قرار داند.یام و همکارانش وجود ارتباط میان همکاری با سازمانهای پژوهشی و چند بعد از تواناییهای نوآوری فناورانه را اثبات نموند.
بطور فزایندهای بر نوآوری بعنوان فرآیندی که از تراکنشهای گوناگون بین بازیگران مختلف بدست میآید نگاه میشود(Doloreux, 2004).
برهم‌کنش‌های نوآوری که در بسیاری از تئوریهای مدرن دیده میشود، دستهبندی منطقهای از صنایع را توضیح میدهد که از مفاهیمی مانند شبکهی منطقهای و منطقه صنعتی استفاده میکند(A. R. Markusen, 2003) . بعضی از مطالعاتی که بر روی تجزیه و تحلیل شبکه در نوآوری تمرکز کردهاند نشان میدهند که علم و دانش فناورانه و فعالیتهای ثبت اختراع هر دو در مراکزی مانند دانشگاهها، مؤسسات تحقیقاتی و شرکتها ایجاد و منتشر میشود (Maggioni, Nosvelli, & Uberti, 2007)، (Maggioni & Uberti, 2008). با توسعه دستهبندی منطقهای، همکاریهای نوآوری زیادی برای شرکتها در شبکههای منطقهای و مناطق صنعتی ایجاد میشود(Zeng, Xie, & Tam, 2010b).همانطور که (R. C. M. Yam, W. Lo, E. P. Y. Tang, & A. K. W. Lau, 2011)بیان میکند سازمانهای بیرونی میتواند منبعی برای نوآوری باشند.
پیچیدگی فرآیندهای نوآوری منجر به رشد شگرف در استفاده از شبکههای خارجی توسط سازمانها شده است. به این دلیل شبکههای همکاری در سالهای اخیر مورد توجه بسیار قرار گرفتهاند. این شبکههای همکاری شامل سازمانهای دولتی، همکاری بین بنگاههای اقتصادی، مؤسسات واسطه در انتقال دانش و فناوری بین سازمانها و بنگاههای اقتصادی و مؤسسات تحقیقاتی خصوصی و دولتی میشود(Zeng et al., 2010b). شرکتهای به دلایل گوناگون از جمله کاهش ریسک نوآوری، کبود منابع نوآوری و ... به استفاده از نهادهای خارج از شرکت روی آوردهاند. از طرف دیگر این نهادها بعنوان منابع نوآوری بر روی تواناییهای نوآوری فناورانه بنگاهها نیز مؤثر هستند. این تواناییهای نوآوری فناورانه نیز بر عملکرد نوآوری و در نتیجه عملکرد بنگاه مؤثر هستند. شبکههای همکاری بعنوان بعد خارجی برای نوآوری و تواناییهای نوآوری فناورانه بعنوان بعد داخلی بر روی نوآوری سازمانها تأثیرگذار هستند.
نوآوری اغلب به این دلیل به وجود میآید که به چالشهای سازمانی یا فناوری پاسخ دهد. بنابراین نوآوری ابتدا در شرکتهای به وجود میآید که برای پاسخ به این چالشها تحت فشار شدیدتری قرار دارند(Kraatz, 1996). از این دیدگاه یک راه کمک به شرکتها برای رسیدن به پایداری در شرایط بحران اقتصادی، تدوین سیاستهای حمایتگر از نوآوری میباشد. اولین گام در تدوین سیاستهای مناسب برای حمایت از نوآوری در سازمانها بررسی عواملی که بر تلاشهای نوآورانه شرکتها اثر میگذارد و همچنین بررسی چگونگی تأثر این عوامل میباشد(Keizer, Dijstra, & Halman). صنایع نرمافزاری در ایران یکی از صنایع پر چالش و پر رقابت محسوب میگردد در نتیجه شناسایی عوامل مؤثر بر نوآوری این سازمانها به آنها برای تدوین سیاستها و استراتژیهای مناسب برای مقابله با این چالشها از طریق نوآوری و عوامل مؤثر بر آن و کسب مزیت رقابتی بسیار مهم و حیاتی میباشد.
در این پایاننامه ابتدا برآنیم تا ابعاد مجموعههای شبکههای همکاری، توانایی نوآوری فناورانه و نوآوری را در شرکتهای نرمافزاری در ایران شناسایی نمائیم و سپس با استفاده از تکنیک همبستگی متمرکز به بررسی ارتباط متقابل این سه مجموعه پرداخته و از این رو نگاهی عمیقتر به ارتباط ابعاد این سه مجموعه با یکدیگر خواهیم داشت.
سوابق تحقیق(Lui & Cui, 2012)بیان میکند که توانایی نوآوری فناورانه شرکت به سطح دانش ضمنی که به اشتراک میگذارد بستگی دارد. او دانش ضمنی را اساس و کلید شکلگیری توانایی نوآوری سازمان میداند.
(R. C. M. Yam et al., 2011)به بررسی ارتباط منابع نوآوری، تواناییهای نوآوری فناورانه و عملکرد سازمان پرداختهاند. در این پژوهش آنها رابطه بین سیستمهای نوآوری منطقهای و سیستم نوآوری شرکت را بر اساس این استدلال که شرکتهایی که بتوانند بهتر از منابع دانش موجود در سیستم نوآوری منطقهای استفاده کنند بخاطر تأثیر این منابع بر تواناییهای نوآوری فناورانه این سازمان عملکرد بهتری دارند را بررسی نمودند. آنها منابع نوآوری را به دو گروه اطلاعات خارجی و سازمانهای خارجی تقسیم نمودند. سازمانهای خارجی عبارتند از سازمانهای تحقیقاتی، دانشگاهها و شرکتهای مشاورهای. آنها برای بررسی فرضیات خود از روش معادلات ساختار یافته بهره جستند. (Zeng et al., 2010b)نیز به بررسی شبکههای همکاری و عملکرد نوآوری بنگاههای کوچک و متوسط پرداختند. آنها با بررسی 137 شرکت کوچک و متوسط تولیدی چین ارتباط بین شبکههای همکاری و عملکرد نوآوری را با استفاده از روش معادلات ساختار یافته سنجیدند. آنها در این پژوهش دریافتند که ارتباط مثبت معنیداری بین همکاری بین شرکتی، همکاری با مؤسسات واسطه، همکاری با مؤسسات تحقیاتی و عملکرد نوآوری سازمانهای کوچک و متوسط وجود دارد. این پژوهش همچنین نشان داد که همکاری و ارتباط با مؤسسات دولتی تأثیر معنیداری بر عملکرد نوآوری سازمان ندارد.
(Tsai, 2009a) نیز به بررسی اینکه چگونه تواناییهای جذب بر روی رابطه بین انواع شرکا با عملکرد نوآوری محصول میپردازد. آنها همچنین به بررسی تأثیر ظرفیت جذب در توضیح رابطه بین شبکههای همکاری و عملکرد نوآوری محصول میپردازد. علاوه بر این آنها به بررسی ظرفیت جذب بر روی استفاده از دانش خارجی برای نوآوری محصول پرداختند. درحالیکه پژوهشهای پیشین پیشنهاد میکردند که همکاری با شرکای مختلف راهی مؤثر برای بهبود نوآوری محصول است(Nieto & Santamaría, 2007). این پژوهش به اهمیت توانایی جذب در اثربخشی شبکههای همکاری پرداخت. آنها در این پژوهش دریافتند که 1- توانایی جذب، تأثیر همکاری عمودی بر روی عملکرد تکنولوژیکی محصولات جدید یا بهبود یافته را تعدیل مینماید. 2- تأثیر توانایی جذب بر روی ارتباط بین همکاری تأمینکنندگان و عملکرد محصولات جدید با تغییرات بر اساس اندازه شرکت و نوع صنعت متغیر است. 3- توانایی جذب ارتباط بین همکاری مشتری و عملکرد محصولاتی که بطور حاشیهای تغییر داده شدهاند اثر منفی دارد. 4- توانایی جذب بر روی ارتباط بین همکاری رقبا و عملکرد محصولات جدید با تغییر حاشیهای برای سازمانهای بزرگ اثر مثبت دارد. 5- توانایی جذب تأثیر منفی بر روی ارتباط بین همکاری با سازمانهای تحقیقاتی و عملکرد تکنولوژیکی محصولات جدید یا بهبود یافته دارد و در مقابل تواناییهای جذب تأثیر مثبت بر روی اثر همکاری با سازمانهای تحقیقاتی با عملکرد محصولات تغییر یافته حاشیه‌ای دارد. (Koellinger, 2008)به بررسی ارتباط بین فناوری، نوآوری و عملکرد سازمان پرداخت است. کلینگر پژوهش خود را در شرکتهای فعال در صنعت کسب و کار الکترونیک در اروپا انجام داد و به بررسی رابطه بین استفاده از تکنولوژیها بر اساس اینترنت، انواع نوآوری و عملکرد سازمان را بررسی نمود. او با بررسی 7302 شرکت اروپایی با استفاده از روش error component model به نتایج زیر دست یافت: فناوریهای بر پایه اینترنت توانمندسازی مهم برای نوآوری در سال 2003 بود. همچنین تمامی انواع نوآوری شامل نوآوریهای محصول و فرآیند که توسط اینترنت توانا شدهاند و یا آنهایی که توسط اینترنت توانا نشدهاند بطور مثبت با گردش مالی و رشد استخدام شرکت در ارتباط بودند.
(Nieto & Santamaría, 2007) با بررسی شرکتهای تولیدی در اسپانیا به این نتیجه رسیدند که شبکههای همکاری در دستیابی به نوآوری محصول با درجه بالاتری از تازگی بسیار مهم هستند. همکاری با تأمینکنندگان ، مشتریان و سازمانهای تحقیقاتی اثری مثبت بر روی تازگی نوآوری دارد درحالیکه همکاری با رقبا اثر منفی دارد.
(حسینی, 1389) با استفاده از مصاحبه چهره به چهره با 111 نفر از مدیران 60 شرکت فعال در استان تهران دریافتند که ارتباط مثبت و معنیداری بین نوآوری فناورانه و دو نوع فناوری در محصول و نوآوری در فرآیند وجود دارد. سن شرکت و فشار رقبا دارای اثر مثبت معنیدار بر نوآوری رادیکال دارد. این در حالی است که وجود واحد تحقیق و توسعه و عامل آموزش، اثر منفی بر نوآوری فناورانه از نوع رادیکال دارد. نوآوری فناورانه از نوع تدریجی، تحت تأثیر مثبت متغیرهای توانایی تولید شرکت، همکاری درونی در شرکت و وجود اطلاعات بود درحالیکه سرمایه ثابت تأثیر منفی بر آن داشت.
اهداف تحقیقهدف اصلی تحقیقسنجش ارتباط بین مجموعههای توانایی نوآوری فناروانه، شبکه همکاری و نوآوری در مجموعه شرکتهای گروه توسن
اهداف فرعی تحقیق1- شناسایی روابط بین مجموعه شبکههای همکاری و مجموعه تواناییهای نوآوری فناورانه در شرکتهای تولیدکننده نرمافزار
2- شناسایی روابط بین مجموعه شبکههای همکاری با مجموعه نوآوری در شرکتهای تولیدکننده نرمافزار
3- شناسایی روابط بین مجموعه تواناییهای نوآوری فناورانه با مجموعه نوآوری در شرکتهای تولیدکننده نرمافزار.
روش شناسی تحقیقاين پژوهش از نوع «كاربردي» و از منظر روش پیمایشی میباشد. افق زمانی قابل بررسی در این تحقیق «تک مقطعی » است. مراحل انجام تحقیق به ترتیب زیر خواهد بود:

شکل 1-1- ساختار گزارش تحقیقدر مرحله 2 با مطالعهی مفاهيم «شبکههای همکاری»، «تواناییهای نوآوری فناورانه»، «نوآوری»، «شرکتهای تولیدکننده نرمافزار» و تکنیک همبستگی متمرکز به چارچوب نظری زیر رسیدیم.
مرحله3 : در مورد گردآوری داده‌ها نیز باید گفت که داده‌ها به روش پرسشنامه ای جمع آوری میشود.
مرحله 4: تحلیل داده‌ها توسط تکنیک همبستگی متمرکز و با استفاده از نرم افزار STATISTICA صورت خواهد گرفت.
مرحله 5: در این مرحله گزارش نهایی تهیه میشود و نتیجه گیری حاصل از تجزیه و تحلیل اطلاعات تدوین شده و پیشنهادات لازم ارائه میشوند.
روشهای گردآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات و دادههادر این تحقیق از روش‌ها و ابزارهای ذیل جهت جمع آوری اطلاعات و داده‌ها استفاده می‌شود :
1- بررسی کتابخانهای و مطالعه متون تخصصی با استفاده از منابعی نظیر کتابهای موجود در حوزه تکنولوژی و نوآوری و همچنین مقالات علمی و پایاننامههای داخلی منتشر شده در مورد ادبیات موضوع به منظور شناسایی عوامل مؤثر در ارزیابی تواناییهای نوآوری فناورانه، عوامل مؤثر در شبکههای همکاری و نوآوری مورد بررسی قرار میگیرند.
2- استفاده از پرسشنامه به عنوان اصلیترین ابزار جمع آوری اطلاعات. به منظور شناسایی ارتباط میان شبکههای همکاری و تواناییهای نوآوری فناورانه، شناسایی ارتباط میان شبکههای همکاری و نوآوری و شناسایی ارتباط میان تواناییهای نوآوری فناورانه و نوآوری پرسشنامهای طراحی و در اختیار خبرگان قرار میگیرد. روایی این پرسشنامه با استفاده از نظرات خبرگان تأیید شده میشود.
از روشهای زیر برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه استفاده میگردد:
پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ بررسی میگردد.
روش تحلیل عاملی برای پالایش دادهها و بدست آوردن روایی سازه
همچنین روش همبستگی متمرکز برای شناسایی روابط خطی میان مجموعههای نام برده بکار گرفته خواهد شد. در ادامه به اختصار روش تحلیل همبستگی متمرکز توضیح داده میشود:
تحلیل همبستگی متمرکز(CCA) را می‌توان به نوعي تعميم رگرسيون چند متغيره دانست؛ زيرا در آنجا رابطه يك متغير وابسته با تعدادي متغير مستقل سنجيده می‌شود، در حالي كه در روش همبستگی متمرکز رابطه تعدادي وابسته با تعدادي متغير مستقل سنجيده می‌شود. ورودي اين روش بايد مقادير متغيرهاي دو گروه براي مشاهدات متعدد باشد كه مقياس اندازه گيري آن‌ها لزوماً متريك خواهد بود. اصولاً همبستگي كانوني روش مناسبي براي شناخت روابط بين دو مجموعه از متغيرهاست كه در آن يك مجموعه را مستقل (يا پيش بيني كننده) و مجموعه ديگر را وابسته (يا معيار) می‌نامند. بنابراین هدف اين تحليل تعيين اثرات مجموعه متغيرهاي پيش بيني كننده بر متغیرهای معيار است.
براي روشن شدن روند اين تكنيك فرض كنيد مجموعه متغيرهاي پيش بيني كننده شامل Pمتغير (x1,……,.xp) و مجموعه متغيرهاي معيار شامل q متغير ((y1 ,…...,yq باشد، متغيرهاي X در بين خود داراي همبستگي متقابل هستند و متغیرهای Y نيز در داخل خود همبستگي دارند و همچنين ميان متغير هاي x و y نيز به صورت دو به دو همبستگي وجود دارد. روش همبستگي كانوني تلاش می‌کند بردارهايي را به صورت زير تعريف كند:
W1=a11x1+ a12x2+………. +a1pxp
V1= b11y1+b12y2+………. +b1qyq
اين بردارها تركيبات خطي از دو مجموعه متغيرها محسوب می‌شوند و هدف آن است كه ضرايب a11,……..,a1pو b11,……….,b1qچنان تعيين شوند كه همبستگي ميان w1وv1يعني مقدار c1 حداكثر شود. w1وv1را متغير متمرکز و c1را همبستگي متمرکز می‌نامند. در قدم بعد مقادير v2,w2 را به شرح زير تعيين می‌کنیم به نحوي كه همبستگي ميان w2 و v2 يعني c2 حداكثر شود و w2 وv2با w1 وv1 غير همبسته باشند .
W2=a21x1+ a22x2+………. +a2pxp
V2= b21y1+b22y2+……….+b2qyq
اين روال ادامه می‌یابد wm وvm نيز تعيين شوند و مقدار m حداكثر برابر حداقل p وq است، ضمن اينكه مقادير 1c و c2 و c3 و........cm به تدریج كاهش می‌یابند. توجه داريم كه براي نتايج همبستگي متمرکز ، ابتدا بايد به تحليل جدول‌های همبستگي بين متغيرها پرداخت و سپس براي تعيين اثرات ناشي از تغيير همزمان چند متغير، ضرايب متغيرهاي w وv را بررسي كرد. فرض كنيد كه ماتريس همبستگي (q+p).(q+p) بين متغير هاي x1 و x2 و ......و xp و y1 وy2....وyq به صورت زير از روي متغيرها و در مشاهدات موجود حاصل شده است (علی احمدی & قاضی نوری, 1380).
جامعه آماری، روش نمونهگیری، حجم نمونهجامعه آماری این پژوهش شرکتهای نرمافزاری زیر مجموعه شرکت توسن (کیش ور) است. این شرکت در زمینه نوشتن نرمافزارهای بانکداری (Core Banking) برای بانکها فعالیت مینماید. شرکت توسن دومین شرکت نرمافزاری خصوصی ایران و بزرگترین شرکت در حوزه نرم افزارهای بانکداری داخل ایران میباشد. این شرکت دارای 11 شرکت تابعه است. شرکت توسن در سال 1378 با هدف ايجاد بستري مستقل و بومي جهت طراحي و توليد محصولات و راه حل‌های نوين در عرصه هاي مختلف الکترونيکي کشور مانند بانکداري الکترونيکي، تاسيس گشته است. تا سال 1387، این شرکت با نام کیش ویر در حال خدمت رسانی به جامعه بانکی ایران بوده و در سال 1387، تمامی محصولات، خدمات و وظایف کیش ویر به این شرکت منتقل گردید.در حال حاضر بیش از 500 نفر پرسنل و کارشناس فني، در زمينههاي مختلف علوم کامپيوتر و بانکداري در این شرکت مشغول بکار ميباشند. محصولات اين شرکت در اکثر بانکهاي خصوصي و برخي بانکهاي دولتي و اکثر مؤسسات مالي و اعتباري کشور در حال استفاده ميباشد (http://www.tosan.com) . با توجه به تعداد افراد خبره شاغل در این شرکت که حدود 198 نفر در نظر گرفته شده است و جدول نمونهگیری مورگان (KREJCIE & MORGAN, 1970) تعداد اعضای نمونه مورد نیاز برای جامعه آماری حدود 132 نفر در نظر گرفته خواهد شد.
همچنین از فرمول زیر برای تعیین اندازه نمونه استفاده گردید:
«جامعه آماري» به كل گروه افراد، وقايع، يا چيزهايي اشاره دارد كه محقق می‌خواهد به تحقيق درباره‌ی آن‌ها بپردازد و «گروه نمونه» مجموعه‌ی كوچكي از جامعه‌ی آماري است مشتمل بر برخي از اعضا كه از اعضاي جامعه‌ی آماري انتخاب شده‌اند. در واقع، گروه نمونه يك مجموعه فرعي از جامعه است كه با مطالعه‌ی آن محقق قادر است نتيجه را به كل جامعه آماري تعميم دهد (سکاران, 1381).
جامعه آماري دربرگیرنده‌ی خبرگان شامل مدیران، رؤسای بخش و كارشناسان مجموعه شرکت‌های گروه توسن می‌باشد. تعداد خبرگان در 11 شركت مورد بررسي حدود 198 نفر برآورد شد. براي تعيين حجم نمونه نيز از رابطه زير استفاده گرديد:
فرمول (1-1)

كه در آن ؛
P: برآورد نسبت صفت متغير؛ 5/0= P
ε: مقدار اشتباه مجاز= 05/0
Z: متغير نرمال واحد متناظر با سطح اطمينان95 درصد؛ (96/1=Zα/2)

در اين فرمول، N تعداد اعضاي جامعه آماري؛ z مقدار متغير نرمال واحد متناظر با سطح اطمينان كه در اين تحقيق سطح اطمينان 95% در نظر گرفته شده است؛ s انحراف معيار جامعه و e سطح خطا است
الگوی مفهومی و فرضیههای تحقیقفرضیات اصلی:
1- در شرکتهای تولید کننده نرمافزار بین مجموعه شبکههای همکاری و مجموعه تواناییهای نوآوری فناورانه رابطه معنیداری وجود دارد.
2- در شرکتهای تولید کننده نرمافزار بین مجموعه شبکههای همکاری با مجموعه نوآوری رابطه معنیداری وجود دارد.
3- در شرکتهای تولید کننده نرمافزار بین مجموعه تواناییهای نوآوری فناورانه با مجموعه نوآوری رابطه معنیداری وجود دارد.
فرضیات فرعی:
1- در شرکتهای تولید کننده نرمافزار میان ابعاد شبکههای همکاری و ابعاد تواناییهای نوآوری فناورانه رابطه معنیداری وجود دارد.
2- در شرکتهای تولید کننده نرمافزار میان ابعاد شبکههای همکاری و ابعاد نوآوری رابطه معنیداری وجود دارد.
3- در شرکتهای تولید کننده نرمافزار میان ابعاد تواناییهای نوآوری فناورانه و ابعاد نوآوری رابطه معنیداری وجود دارد.
سؤالات:
1- در میان ابعاد شبکههای همکاری به ترتیب کدام بعد بیشترین نقش را در ایجاد رابطه معنیدار میان دو مجموعه شبکههای همکاری و تواناییهای نوآوری فناورانه دارد؟
2- در میان ابعاد شبکههای همکاری به ترتیب کدام بعد بیشترین نقش را در ایجاد رابطه معنی دار میان دو مجموعه شبکههای همکاری و نوآوری دارد؟
3- در میان ابعاد تواناییهای نوآوری فناورانه به ترتیب کدام بعد بیشترین نقش را در ایجاد رابطه معنی دار میان دو مجموعه تواناییهای نوآوری فناورانه و نوآوری دارد؟
در ادامه الگوی مفهومی پیشنهادی در شکل (1-2) آورده شده است.

شکل 1-2- مدل مفهومی پیشنهادیتعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرحنظام نوآوري منطقهای: نظامهای منطقهای نوآوری مناطق جغرافیایی خاصی در درون یک کشور یا بخشهایی از کشورهای مختلف را مد نظر دارد.
شبکههای همکاری. به مجموعهای از تأمینکنندگان، رقبا، سازمانهای دولتی، سازمانهای واسطهای و مؤسسات پژوهشی که شرکت با آنها همکاری مینماید شبکه همکاری گفته میشود.(Zeng, Xie, & Tam, 2010) انواع همکاری در شبکههای همکاری را به چهار دسته تقسیمبندی مینماید: همکاری بین شرکتی، همکاری با سازمانها و نهادهای دولتی، همکاری با مؤسسات میانجی و همکاری با دانشگاهها و مراکز پژوهشی.
تواناییهای نوآوری فناورانه: مجموعهای وسیع از ویژگیهای شرکت که استراتژیهای نوآوری فناورانه شرکت را تسهیل و پشتیبانی مینمایند (Burgelman, 2004). رویکردهای متفاوتی برای ارزیابی تواناییهای نوآوری فناورانه شامل رویکرد دارایی، رویکرد فرآیندی و رویکرد عملیاتی وجود دارد.
مجموعه توانایی نوآوری فناورانه: (R. Yam, W. Lo, E. P. Y. Tang, & A. K. W. Lau, 2011) توانایی نوآوری فناورانه به ظرفیت یادگیری، ظرفیت تحقیق و توسعه، ظرفیت تخصیص منابع، ظرفیت تولید، ظرفیت بازاریابی، ظرفیت سازمانی و ظرفیت برنامهریزی استراتژیک تقسیم مینماید.
نوآوری: نوآوری را (Lukas & Ferrell, 2000) «پذيرش يك ابزار، سيستم، سياست، برنامه، فرآيند، محصول يا خدمت جديد كه مي‌تواند در داخل سازمان ايجاد شود و يا از بيرون خريداري شود و براي سازمان، جديد باشد» تعریف مینماید.
مجموعه نوآوری: (Manu, 1992) نوآوری را به سه دسته نوآوری محصول، نوآوری فرآیند و نوآوری مدیریت.
فصل دوم
مرور ادبیات

مرور ادبیاتمقدمهتحقیقات بر روی کسب و کارهای کوچک نشان میدهد که تفاوت ریشهای در نوآور بودن بیشتر بخاطر ویژگیهای سازمان است تا شرایط محیطی. توانایی شرکتها برای نوآوری شامل دو جنبه به شدت در هم تنیده میباشد: ظرفیت نوآوری و توانایی برای شرکت در شبکههای همکاری. (Konsti Laakso, Pihkala, & Kraus, 2012).
در این فصل سعی خواهد گردید تا مفاهیم مربوط به مجموعههای توانایی نوآوری فناروانه، شبکههای همکاری و نوآوری و ابعاد آنها مورد بررسی قرار گیرد. در ادامه به بررسی پژوهش صورت گرفته در هر مجموعه و ارتباطهای موجود میان این مجموعهها پرداخته خواهد شد.
نوآوریبطور سنتی دو گروه مجزا که به دنبال یافتن منابع نوآوری هستند، وجود داشته است. این خط جدا کننده توسط جریانهای متفاوتی از پژوهشهای علم و فناوری بعنوان المان کلیدی برای تولید، انتشار و بهره‌برداری از نوآوری شناخته میشود، تعیین میشود. برای سالها پژوهشگران نوآوری، تمایل داشتهاند که خود را در یکی از این دو گروه قرار دهند. در یک طرف خط، مدل خطی نوآوری (Bush, 1945; Maclaurin, 1953)، تحقیق بر روی سرریز دانش (Audretsch & Feldman, 1996; Cantwell & Iammarino, 1998; Sonn & Storper, 2008) وجود دارد که به نوآوری از دیدگاه علمی و فنی نگاه میکنند.
این دیدگاه منجر به استفاده از تحقیق و توسعه (R&D)، پتنت، هزینههای فناوری اطلاعات، و سطح آموزش نیروی کار و همچنین عوامل کلیدی پشت ایجاد و جذب نوآوری بعنوان شاخص و نمایند، شده است. پژوهشگران دیگر در مقابل عمیقاً درباره ارتباط تحقیق و توسعه، پتنت و هزینههای فناوری اطلاعات بعنوان منبع نوآوری مرتبط با شرکتها شک دارند (P. Cooke, 2001). این پژوهشگران در طرف دیگر خط تمایل دارند که بیشترین تمرکز را بر روی نهادها، ارتباطات، شبکهها و روابط غیر رسمی که تولید و تبادل دانش را تسهیل میکنند، بگذارند (Lundvall, 1992). این جریان تحت عناوین مختلفی در حال رشد است. مناطق یادگیرنده (Morgan, 1997)، نظامهای نوآوری منطقهای (Philip Cooke, Gomez Uranga, & Etxebarria, 1997)، نوآوری را بعنوان پدیده منطقهای که توسط شرایط نهادی و اجتماعی موجود در منطقه تعیین میشود، در نظر میگیرند(Iammarino, 2005).
تعدادی از پژوهشگران سعی نمودهاند که بین شکافهای موجود در رویکردهای خطی برای نوآوری ارتباط برقرار کنند و آنها را با نهادها و ارتباطها، معمولاً با قرار دادن جذب دانش خارجی در قلب فرآیند نوآوری، در نظر بگیرند. برای مثال (von Hippel, 1976) به بررسی این پرداخت که چگونه ارتباط با مصرف کنندگان و تأمینکنندگان نوآوری در تولید، ابزارهای علمی را شکل میدهد. (Cohen & Levinthal, 1990) مفهوم ظرفیت جذب در شرکت را معرفی نمود و آن را نه تنها وابسته به دانشها و هزینههای تحقیق و توسعه قبلی شرکت دانست بلکه بر وابستگی با رقبا و تاریخچه شرکت (وابستگی تاریخی) نیز مرتبط دانست. (Chesbrough, 2003) ایده نوآوری باز که برخلاف پارادایمهای گذشته که بر روی مزایای نوآوری خانگی (داخل شرکت) تأکید میکردند نتیجه ترکیب منابع داخلی و خارجی میدانست، به سمت جلو سوق داد. تلاش بعدی برای بکارگیری رویکردی کلانتر استفاده از منطقهها و ناحیههای شهری بعنوان واحد تحلیل و بررسی است (Rodríguez-Pose & Crescenzi, 2008).
“Innovatus” از ترکیب دو کلمه لاتین “in” و “novus” ایجاد میشود و به معنی " ایجاد تغییر در چیزی که وجود دارد" است. ریشه کلمه “nova” به معنی جدید و برای توضیح "ستاره جدیدی که قبلاً شناخته نشده است" بکار میرود.
شومپیتر نوآوری را ایجاد ابزار برای ترکیب مواد و نیروها برای رسیدن به اهداف تعریف میکند. ساخت چیزهای دیگر یا همان چیز توسط روشی متفاوت با استفاده از ترکیب کردن متفاوت این مواد و نیروها تعریف مینماید(Schumpeter, 1978). او از عبارت " ترکیب جدید" برای توضیح نوآوری استفاده نمود. امروز ارتباط بسیار قوی بین نوآوری که شومپیتر استفاده میکند و نوآوری که ما بکار میبریم وجود دارد. بر اساس شومپیتر این ترکیب جدید میتواند شامل کالای جدیدی باشد که برای مشتریان جدید است، روشی جدید برای تولید باشد که هنوز مورد آزمایش قرار نگرفته است، بازار جدید، منبع جدید برای تأمین مواد خام یا سازمانی جدید در یک صنعت باشد.
او در تحقيقات خود در مورد نوآوري , از پنج نوع نوآوري ياد كرده است كه عبارتند از:
•در زمينه معرفي محصول جديد يا تغییر کیفیت محصول موجود
•فرآيند در يك صنعت مشخص
•در ايجاد بازاري جديد
•در منابع جديد تأمین مواد اوليه و ديگر ورودی‌ها
•در زمينه تغيير سازماندهي صنعتي. (Holbrook Adam & Hughes Lindsay, 2001)
نوآوری مکانیسمی است که توسط آن، سازمانها محصول، فرآیند و سیستم جدیدی که برای انطباق با بازارها، فناوریها و روشهای رقبای در حال تغییر مورد نیاز است را ایجاد مینمایند(Utterback, 1994).
سازمان OECD نوآوری را پیادهسازی یک محصول یا فرآیند جدید (کالا یا خدمت) یا بسیار توسعه یافته، روش بازاریابی جدید یا روش سازمانی جدید در روشهای کسب و کار یا سازمان میداند(European Commission, 2005).
سیر تکامل نوآوریسیر تکامل موضوع نوآوری را می‌توان در 5 موج خلاصه نمود که در زیر به آن اشاره شده است.
موج اول: دیدگاه شومپیتر : شومپیتر، نوآوری را معرفی یک ترکیب جدید از عوامل تولید و حالت‌های مختلف یک نظام یا به عبارتی یافتن یک تابع تولید جدید می‌داند. عوامل این نظام، شناخت یک محصول جدید، یافتن یک فرآیند تولیدی جدید، دستیابی به بازار جدید، بکارگیری منابع جدید و نهایتاً طراحی یک سازمان جدید می‌باشد.
موج دوم: نوآوری تکنولوژیک: نوآوری تکنولوژیکی بین سال‌های 1960-1950 مطرح شده است و دانشمندان و متفکرین مختلفی در این زمینه فعالیت نمودهاند که به دو موضوع تولید و فرآیند نوآورانه توجه بیشتری داشتهاند. در این مرحله ابداع و اختراع به مرحله تجاری سازی منجر شده و تأثیر بسزایی در رشد اقتصادی کشورها داشته است، پس از این مرحله به نوآوری سیستماتیک و فرآیند گرایی توجه بیشتری شده است. به گونهای که دیوید و نورث در سال 1976 ادعا میکنند که تغییرات سیستماتیک و رشد اقتصادی امریکا، از این مرحله شروع میشود.
موج سوم : نوآوري صنعتي : نگرش نوآوري صنعتي توسط فريمن بين سالهاي 1980-1970 مطرح گرديد. مشخصات اين نگرش انجام تحقيقات پايه، اختراع، توسعه و نوآوري ميباشد. فريمن از جمله ويژگيهاي نوآوري در اين دوره را، فزآينده بودن آن اعلام ميدارد كه اين موضوع به دليل امكانات توليد بهتر در دوران صنعتي، فرصتهاي بيشتري براي خلق ايده هاي جديد و نيازهاي فزآينده جوامع بشري ايجاد مينمايد.
موج چهارم : نظام نوآوري : در سالهاي 1997-1987 برنظامهاي نوآوري تاكيد بيشتري شده است بگونهاي كه فريمن نظام نوآوري را همانطور كه در نمودار (2-1) نمايش داده شده است، شبكهاي از سازمانها براي تحقق فناوری معرفي مينمايد و در سال 1992 OECD نوآوري فناورانه را توليد و فرآيند جديد و تغييرات چشمگير در نوآوري شامل مجموعهاي از فعاليت هاي علمي، فناوری، سازماني، مالي و تجاري، تعريف مينمايد.

نمودار 2-1- نمودار نوآوري فريمن (نسيمي، 1387:115)در مرحله بعد در سال 1997 OECD نوآوري را شامل فعاليتهاي R&D، كسب دانش، كسب تجهيزات، تداركات توليد و بازاريابي و ... ميداند و آن را به سه نوع نوآوري فني و فناورانه، نوآوري غير فنارانه، نوآوري صنعتي تقسيم مينمايد در اين تقسيم بندي منظور از نوآوري غير فناورانه، نوآوري سازماني و نوآوري مديريتي ميباشد.
موج پنجم : نوآوري علمي 1993 : نوآوري علمي عبارتست از ايجاد، ارزيابي، مبادله و كاربرد ايدههاي جديد به منظور برتري يافتن بنگاههاي اقتصادي در بازار كالا و خدمات، كه منجر به شكوفايي اقتصاد ملي و توسعه اجتماعي می‌شود (نسيمي، 1387:116).
انواع نوآوریبراي بررسي انواع نوآوري، تقسيمبندي متعددي ارائه شده است كه به برخي از آن‌ها در اين قسمت اشاره ميشود:
الف) تقسيمبندي ماركوسسه نوع نوآوري از ديدگاه مارکوئز، عبارتند از راديكال, تدريجي و سيستمها ، و البته مي‌توان يك تقسيم بندي چهارگانه نيز به جاي آن ارائه نمود:
1ـ نوآوريهاي راديكال (در اجزاء)
2ـ نوآوريهاي تدريجي در فناوریهای موجود
3ـ نوآوريهاي راديكال (در سيستمها)
4ـ نوآوريهاي نسل آينده فناوری (NGT)
در اولين مورد از تقسيم بنديهاي چهارگانه فوق (نوآوري راديكال در اجزاء), توانائي عملياتي جديدي حاصل ميشود كه نوعي گسستگي در توانمنديهاي فناورانه موجود ايجاد مي‌كند.
در دومين مورد (نوآوري تدريجي), بهبودي در توانمندي عملياتي جاري (مربوط به فناوری موجود) از طريق بهبود عملكرد, ايمني, كيفيت و كاهش هزينه‌ها صورت مي‌پذيرد.
سومين مورد (يعني نوآوري سيستمها), نوآوري راديكال است كه از طريق تجديد ساختار فناوریهاي موجود، قابليتهاي عملياتي جديدي را فراهم ميآورد. در بعضي موارد، نوآوريهاي تدريجي در سيستم نيز مي‌تواند به خلق نسلهاي فناوری جديد منجر شود. این‌گونه نوآوريها را مي‌توان سيستمي تلقي نمود ، ولي نه از نوع نوآوري راديكال. اين نوع نوآوري ها را به عنوان چهارمين نوع نوآوري تحت عنوان” نسل آينده فناوری” مي شناسند.
تحقيقات دانشگاهي و صنعتي وسيله‌اي مفيد و اثر بخش براي بهبود توانائي مديريت در زمينه تغييرات ناپيوسته فناوری است . (W. Bridges, 1995)
ب) تقسيمبندي طارق خليلاز نظر خليل، نوآوري را مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد يكي تحت عنوان راديكال يا انقلابي و ديگري تدريجي يا گام به گام . نوآوري از نوع راديكال بيشتر از طريق اختراع صورت مي‌پذيرد. اين گونه نوآوري ها به تغيير يا شكل گيري صنايع جديد منجر مي‌شوند. اين قبيل نوآوريها نسبتاً نادر است و غالباً در بيرون از مرزهاي سازمان رخ مي‌دهد. هنگامي كه اين نوآوريها در درون سازمان رخ مي‌دهند, چيزهائي را به تصوير مي‌كشند كه نه تنها براي سازمان جديد هستند بلكه با روشهاي موجود كاملا متفاوت است. اختراع ترانزيستور در آزمايشگاه بل و دستگاه زيراكس توسط چستر کارلسون هر دو منجر به تغييرات راديكال در صنعت و بازار مربوطه گرديد.
در نوع دوم نوآوري , تغييرات كوچك اما مهم بوده و مي‌توانند در زمينه محصول, خدمات و فرآيندها رخ دهند. اين گونه نوآوري ها، تقريباً در اكثر صنايع رخ مي‌دهند و موجب مي‌شوند تا سازمان با حفظ موقعيت رقابتي خود در بازار به فعاليت خود ادامه دهد. روش ژاپنيها براي نوآوري تدريجي و بهبود مستمر, كايزن نام دارد كه مي‌تواند عملكرد شركتهاي موجود را كاملا بهبود دهد. ساخت كامپيوترهاي شخصي قابل حمل در سال 1981, نوعي نوآوري فناورانه تدريجي بود در حاليكه پيش از آن كامپيوترها قابل حمل نبودند. در اين‌حالت، نوآوري عبارت بود از چيدن قطعات‌كامپيوتر دركنار هم به‌نحوي كه قابل‌حمل باشد.
ج) تقسيمبندي آنسفمي‌توان انواع نوآوري را از ديدگاه سازمان مورد توجه قرار داد و به آن به شكلي كاربردي تر نگريست . در اين رابطه مي‌توان نوآوري را در سطوح مختلف و با شاخصهاي مختلف (مانند شاخصهاي هزينه‌اي، سرعت تحقيقات، سرعت توليد و ...) مورد توجه قرار داد.
جدول (2-1) بيانگر مقايسه انواع نوآوري است كه مي‌توان آن‌ها را سطوح مختلف نوآوري ناميد و هر يك از آن‌ها داراي اهميت خاص خود است.
جدول 2-1- مقايسه انواع نوآورينوآوری هزینه تحقیق سرعت تحقیق سرعت تولید تخمین مقدار تقاضای مشتری زمان برگشت سرمایه مزیت رقابتی ارزش افزوده مهارهای مورد تأکید
نوآوری بنیادی بالا پایین سریع پیچیده طولانی بالا بالا تحقیقات بنیادی
توسعه کاربردی بالا متوسط متوسط کمی پیچیده متوسط متوسط متوسط مهندسی
تجدید ساخت فناوری متوسط متوسط متوسط نسبتاً پیچیده متوسط متوسط متوسط تماس با مشتری
فرآیند متوسط بالا متوسط کمی پیچیده طولانی بالا بالا مهندسی
بر حسب کالا پایین بالا کند کمی پیچیده طولانی بالا بالا تماس با مشتری
تجدید فرمول سازی پایین بالا بالا کمی پیچیده کوتاه متوسط متوسط تماس با مشتری
ارائه خدمات پایین بالا بالا کمی پیچیده کوتاه پایین پایین تماس با مشتری
طراحی پایین بالا بالا کمی پیچیده کوتاه پایین پایین تماس با مشتری
بسته بندی پایین بالا بالا کمی پیچیده کوتاه پایین پایین تماس با مشتری
در جدول فوق در هر يك از سطوح نه گانه، نوعي از نوآوري ديده ميشود كه بطور خلاصه به شرح زير ميباشند:
نوآوري بنيادي: اين نوع نوآوري، نياز به سرمايه گذاري سنگين و مستمر بر روي مهارتهاي كاركنان و تجهيزات داشته و در بلند مدت نيز، منجر به حاكميت بر بازار ميگردد. جايگزيني ترانزيستورها بجاي لامپهاي تحت خلأ از این‌گونه نوآوري هاست.
نوآوري توسعه عملكرد: وقتي نوآوري در محصولي به وجود ميآيد، شركتها تلاش ميكنند كه كاربرد اين محصول جديد را افزايش دهند. توسعه كاربرد محصول به لحاظ مالي،كمتر هزينه بر است.
نوآوري تجديد ساخت فناوری: در اين حالت با ادغام چند فناوری، محصولي كاملا متفاوت ارائه ميگردد. براي مثال زره پوش، تركيبي از فناوری موتورهاي ديزلي كاميونهاي بزرگ، تراكتورهاي كشاورزي و تفنگهاي ته پر سبك ميباشد. ادغام ، موضوع عمده اين گونه نوآوريهاست.
نوآوري در نام گذاري و تبليغ: تحقيقات نشان می‌دهد كه حدود 24% از فروش محصول به تبليغ آن بر ميگردد. نوآوري در بر چسب، نوعي سرمايه گذاري است كه يك شركت براي حفظ مشتري انجام ميدهد. براي مثال شركت كوكا كولا از نام خود براي معرفي كالاهاي ديگر (مثلا كوكا كولا با طعم گيلاس) استفاده ميكند.
نوآوري در فرآيند: بيشتر سرمايه گذاريهاي جديد، صرف جايگزيني تجهيزات ميگردد. نوآوري در فرايند توليد، باعث ميشود تا شركت نسبت به رقبا مزيتي بدست آورد. شركت تويوتا با نوآوري در فرآيند توليد مي تواند عرضه ماشين جديد را در كوتاهترين زمان صورت دهد.
نوآوري در طراحي: بسياري از شركتهاي موفق اقدام به طراحي جديد ( نوآوري در طراحي) كردهاند و از اين راه به سودهاي هنگفت دست یافتهاند. طراحي جديد تلفن هاي همراه ميتواند مثال خوبي در اين رابطه باشد. طراحي مانيتورهاي LCD نسبت به مانيتورهاي موجود نيز مثال ديگري است.
نوآوري در زمينه تجديد فرمول: اين نوع نوآوري شامل تغيير ساختار محصول فعلي بدون تغيير در اجزاء آن است. نمونهاي از این‌گونه تغييرات، افزايش درجه خلوص يك محصول است.
نوآوري در ارائه خدمات: نوآوري در ارائه خدمات، مستلزم توسعه تخصص كاركنان در معرفي محصول و ارائه خدمات فني مناسبتر است. نوآوري در ارائه خدمات با سطح نسبتا پايين سرمايه گذاري صورت ميگيرد و برگشت سرمايه آن نيز سريع است. اين نوآوري در كوتاه مدت، مزيت رقابتي فراهم ميكند.
نوآوري در بسته بندي: بسته بندي بهتر، كيفيت انبار نمودن را بهبود ميبخشد و به سلامت محصول و سهولت استفاده از آن كمك ميكند كه به نوعي در پذيرش مصرف كننده تأثیر دارد.
ه)‌تقسيمبندي NIST
انواع نوآوری از دیدگاه نيست (2003) به شرح زير است:
نوآوری فناورانه: به کار گیری موفقیت آمیز یک ایده تکنیکی جدید برای موسسهای که آن ایده را خلق کرده است.
نوآوری تجاری: نتیجه به کار بردن و عملی کردن ابتکارات تکنیکی، بازار و یا یک مدل کسب و کار برای خلق یک کالا یا خدمت جدید و یا معرفی موفقیت‌آمیز به بازار و یا بهبود آن‌ها است.
ه)نوآوری محصول، فرآیند و مدیریت(Manu, 1992)، نوآوري‌ را به سه دسته كلي نوآوري در محصول، نوآوري در فرآيند و نوآوري مديريتي تقسيم‌بندي كرده‌ است و بر اين اساس نوآوري سازمان‌ها را سنجيده‌ است (Manu, 1992). در اين تحقيق براي سنجش نوآوري از رويكرد مانو (1992) استفاده شده است.
نوآوري محصولنوآوري‌ در محصول، شامل محصولات يا خدمات جديدي است كه براي رفع نياز مصرف‌كنندگان سازمان ارائه مي‌شود (Manu, 1992).