–105

زهرا حبیب پور
مالکیت نتایج و حق نشر
کلیه حقوق معنوی این اثر و محصولات آن(مقالات مستخرج، برنامههای رایانهای، نرم افزارها و تجهیزات ساخته شده) به دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد تعلق دارد و بدون اخذ اجازه کتبی از دانشگاه قابل واگذاری به شخص ثالث نیست.
استفاده از اطلاعات و نتایج این گزارش نهایی بدون ذکر مرجع مجاز نیست.

معاونت پژوهش و فن آوري
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد به اين كه عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهميت جايگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري، ما دانشجويان و اعضاء هيات علمي واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي متعهد مي‌گرديم اصول زير را در انجام فعاليت هاي پژوهشي مد نظر قرار داده و از آن تخطي نكنيم:
1- اصل حقيقت جويي: تلاش در راستاي پي جويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هرگونه پنهان سازي حقيقت.
2- اصل رعايت حقوق: التزام به رعايت كامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان (انسان، حيوان و نبات) و ساير صاحبان حق
3- اصل مالكيت مادي و معنوي: تعهد به رعايت كامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و كليه همكاران پژوهش
4- اصل منافع ملي: تعهد به رعايت مصالح ملي و در نظر داشتن پيشبرد و توسعه كشور در كليه مراحل پژوهش
5- اصل رعايت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داري غير علمي و حفاظت از اموال، تجهيزات و منابع در اختيار
6- اصل رازداري: تعهد به صيانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان‌ها و كشور و كليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق
7- اصل احترام: تعهد به رعايت حريم‌ها و حرمت‌ها در انجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هرگونه حرمت شكني
8- اصل ترويج : تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج تحقيقات و انتقال آن به همكاران علمي و دانشجويان به غير از مواردي كه منع قانوني دارد.
9- اصل برائت: التزام به برائت جويي از هرگونه رفتار غيرحرفه‌اي و اعلام موضع نسبت به كساني كه حوزه علم و پژوهش را به شائبه‌هاي غيرعلمي مي‌آلايند.

تقدیم به
همسرم، ستاره پر فروغ آسمان قلبم و دو گل زندگیم علی و امیر حسین
که در روزگار قحطی انگیزه ، باران شدند تا کشتزار تعلیم و بذرستان اندیشه ام از خشکسالی
در امان بماند و زنگ زنگار گرفته ی کاروان دانش مرا دوباره به صدا در آورند .

بسمه تعالی
سپاس خدای که مرا معاصراستاد ارجمندمدکتر محمد تقی محمودی آفرید تا در تابستان آموختن ، باغبان اندیشه ام باشد و مسیرم رابا مشعل دانش چراغانی کند و به راهنمایی ایشان از کوتاه ترین مسیر به مقصد برسم .
ستایشگر خداوندی هستم که مرا مشاوره وهم اندیشی دکتر فردوس منتظر الظهور بهره مند ساخت تا انوار جامع اندیشه وتجربیات ارزشمندشان ، در هنگامه های تردید در اتخاذ بهترین روش و شیوه ی عبور به یاریم بشتابند .
نظارت دکتراسفندیار آهنجیده اطمینانم را افزوده و نگاه دقیق و تیز بین ایشان ضریب انحراف از مسیر و هدفی که انتخاب کرده بودم را به حداقل رسانید ولذا شایسته بهترین سپاس وتقدیر هاست .
صمیمانه ترین سپاسم را تقدیم محضر دوست دانشمند و فرهیخته ام استاد گرامی قدرت اللّه علیزاده می کنم که صبورانه مرا همراهی کردند و در چشم انداز اضطرابم آرامشی برانگیختند و سرعت مرا در هجرت از تاریکی به سر زمین نور افزودند

سر انجام از خواهران و برادران فاضله و اندیشمندم زهره وشهره ، کورش ، کامران ، محمّد جواد حبیب پور که کهکشان محبت شان را در آسمان زندگی ام آویختند و راه عبور از روزگاران را به من آموختند و همچنین از همراهی تمام وکامل خانواده عزیزم که در روزگار قحطی انگیزه ، باران شدند تا کشتزار تعلیم و بذرستان اندیشه ام از خشکسالی در امان بماند و رنگ زنگار گرفته ی کاروان دانش مرا دباره به صدا در آوردند صمیمانه سپاسگزارم .

با درود فراوان به روح پر فتوح پدربزرگوارم حبیب الله حبیب پور
گرچه درقید حیات نیست ، امّا هنوز گرمای وجودش را احساس می کنم .
و سپاس بیکران بر همدلی و همراهی و همگامی مادر دلسوز و مهربانم که سجده ی ایثارش گل محبت را در وجودم پروراند و دامان گهربارش لحظه های مهربانی را به من آموخت .
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده1
فصل اول« کلیات تحقیق »
1-1 مقدمه3
1-2 بیان مسأله4
1-3 اهمیت و ضر ورت پژوهش 9
1-4 اهداف پژوهش 14
1-4-1 اهداف اصلی 14
1-4-2 اهداف اختصاصی15
1-5 سؤال‌های تحقیق 15
1-6 تعاریف واژه‌ها16
1-6-1 تعاریف مفهومی 16
1-6-2 تعاریف عملیاتی 19
فصل دوم« ادبیات تحقیق »
2-1 مقدمه23
2-2 هوش 24
2-3 ماهیت هوش انسانی، از گذشـته تا حال 26
2-4 سا بقـه تاریخی 27
2-5 نظریه هوش چندگانه 28
2-6 دلالت‌های نظریه هوش چند گانه برای برنامه‌های درسی و آموزش 32
2-7 فرهنگ34
2-7-1 فرهنگ ملی35
2-7-2 فرهنگ عمومی35
2-7-3 فرهنگ تخصصی36
2-7-4 فرهنگ سازمانی36
2-8 فرهنگ سازمانی38
2-9 هوش فرهنگی 41
2-10 اجزای هوش فرهنگی44
2-10-1 دانش فرهنگی 45
2-10-2 مراقبتهای فرهنگی46
2-10-3 مهارت‌های فرهنگی 46
2-11 توسعه هوش فرهنگی 47
2- 12 ابعاد هوش فرهنگی 47
2- 13 انواع شخصیتها در هوش فرهنگی 52
2-14 تقویت هوش فرهنگی 53
2-15 عناصر هوش فرهنگی 54
2-16 استفاده از هوش فرهنگی 56
2- 17 مؤلفه‌های هوش فرهنگی 57
2-18 آموزش هوش فرهنگی 61
2-19 هوش فرهنگی از دیدگاه اسلام 63
2-20 اصول هوش فرهنگی از نظر اسلام 64
2-21 ویژگی‌های مهم هوش فرهنگی از نظر اسلام 67
2-22 راهبردهای اسلام در حوزۀ فرهنگ ملی و فرا ملی 69
2-23 مؤلفه‌های هوش فرهنگی از نظر اسلام 72
2-24 راه‌های تقویت مهارت‌های هوش فرهنگی ازنظر اسلام80
2- 25 ارتباط 81
2-26 ارتباطات چیست؟82
2-27 نظریه ارتباطات 85
2-28 پشینه نظریه ارتباطات 86
2-29 چارچوب نظریه ارتباطات 86
2-30 ارتباطات اثر بخش 88
2-31 اثر بخشی در ارتباطات میان فردی89
2- 32 ویژگیهای اثر بخشی 90
2-33 موانع مو جود بر سر راه ارتباطات اثر بخش 95
2-34 روشهای بهبود ارتباطات 97
2-35 تحقیقات در رابطه پژوهش98
2-35-1 پیشینه درداخل کشور98
2-35-2 پیشنه درخارج از کشور100
2-36 خلاصه فصل دوم102
فصل سوم« روش تحقیق »
3-1 مقدمه105
3-2 روش پژوهش106
3-3 جامعه آماری106
3-4 حجم نمونه 107
3-5 روش نمونه گیری108
3-6 ابزار جمع آوری اطّلاعات 109
3-8 پرسشنامه ارتباطات اثربخش109
3-7 پرسشنامه هوش فرهنگی 110
3-9 روایی پرسشنامه هوش فرهنگی 111
3-10 روایی پرسشنامه ارتباطات اثر بخش111
3-11 پایایی پرسشنامه هوش فرهنگی 112
3-12 پایایی پرسشنامه ارتباطات اثربخش112
3-13 روش جمع آوری داده‌ها 113
3-14 روش تجزیه و تحلیل داده‌ها 113
فصل چهارم« تجزیه و تحلیل داده‌ها »
4-1 مقدمه115
4-2 الف) بررسی توصیفی گروه نمونه اعضای هیات علمی116
4-3 ب) بررسی توصیفی پاسخ‌های گروه نمونه اعضاء هیأت علمی 120
4-4 ج) بررسي توصيفي پاسخ‌هاي نمونه اعضاء هیأت علمی به مؤلفه‌های هوش فرهنگی وارتباطات اثربخش124
4-5 چ) یافته‌های پژوهش125
فصل پنجم« بحث و نتیجه گیری »
5-1 مقدمه143
5-2 خلاصه‌اي از پژوهش143
5-3 بيان يافته‌ها و بحث پيرامون آن145
5-4 پیشنهادات153
5-4-1 پیشنهادات کاربردی مبتنی برنتایج تحقیق153
5-4-2 پیشنهادات برای محققان و پژوهشگران 154
5-5 محدوديت‌هاي پژوهش155
5-5-1 محدوديت‌هاي در اختيار پژوهشگر155
5-5-2 محدوديت‌هاي خارج از كنترل پژوهشگر156
منابع157

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول (3-1) توزیع فراوانی جامعه برحسب تفكيك جنسيت و دانشگاه107
جدول 3-2) توزیع فراوانی جامعه و حجم نمونه109
جدول 3-3) انطباق مؤلفه‌های هوش فرهنگی با سؤالات پژوهش110
جدول 3-4) مقیاس هفت درجه لیکرت110
جدول 4-1) توزیع فراوانی گروه نمونه اعضاء هیأت علمی براساس جنسیت116
جدول 4-2) توزیع فراوانی گروه نمونه اعضاء هیأت علمی براساس سن117
جدول 4-3) توزیع فراوانی گروه نمونه اعضاء هیأت علمی براساس سابقه خدمت118
جدول 4-4) توزیع فراوانی گروه نمونه اعضاء هیأت علمی براساس رتبه علمی119
جدول 4-5) نتایج فراوانی و درصد پاسخ‌های اعضاء هیأت علمی به گزینه‌های سئوالات مربوط به عامل راهبردی، فرا شناختی120
جدول 4-6) نتایج فراوانی و درصد پاسخ‌های اعضاء هیأت علمی به گزینه‌های سئوالات مربوط به عامل دانش، شناختی121
جدول 4-7) نتایج فراوانی و درصد پاسخ‌های اعضاء هیأت علمی به گزینه‌های سئوالات مربوط به عامل انگیزشی122
جدول 4-8) نتایج فراوانی و درصد پاسخ‌های اعضاء هیأت علمی به گزینه‌های سؤالات مربوط به عامل رفتاری123
جدول 4-9) ميانگين و انحراف معيار مؤلفه‌های مربوط به متغير هوش فرهنگی از دیدگاه اعضاء هیأت علمی 124
جدول 4-10) ميانگين و انحراف معيار مربوط به متغير هوش فرهنگی از دیدگاه اعضاء هیأت علمی 124
جدول 4-11) ميانگين و انحراف معيار مؤلفه‌های مربوط به متغير ارتباطات اثربخش از دیدگاه اعضاء هیأت علمی 125
جدول 4-12) ميانگين و انحراف معيار مربوط به متغير ارتباطات اثربخش از دیدگاه اعضاء هیأت علمی 125
جدول (4-13) ضريب همبستگي بين مؤلفه استراتژی هوش فرهنگی با ارتباطات اثربخش 125
جدول (4-14) ضريب همبستگي بين مؤلفه دانش هوش فرهنگی واثر بخشی ارتباطات اعضاء هیأت علمی126
جدول (4-15) ضريب همبستگي بين مؤلفه انگیزش هوش فرهنگی واثر بخشی ارتباطات اعضاء هیأت 126
جدول (4-16) ضريب همبستگي بين مؤلفه رفتار هوش فرهنگی واثر بخشی ارتباطات اعضاء هیأت علمی127
جدول (4-17) ضريب همبستگي چند گانه بين ابعاد هوش فرهنگی با ارتباطات اثربخش127
جدول (4-18) نتایج آزمون لوین فرض همگنی واریانس‌های مؤلفه‌های هوش فرهنگی از نظر جنسيت128
جدول (4-19) آزمون تفاوت معناداري بين ميانگين نمرات مؤلفه‌هاي هوش فرهنگی از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به جنسيت128
جدول (4-20) مقايسه ميانگين نمرات مؤلفه‌هاي هوش فرهنگی از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به جنسيت129
جدول (4-21) نتایج آزمون لوین فرض همگنی واریانس‌های مؤلفه‌های هوش فرهنگی از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به سوابق خدمت130
جدول (4-22) آزمون تفاوت معناداري بين ميانگين نمرات مؤلفه‌های هوش فرهنگی از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به سوابق خدمت130
جدول (4-23) مقايسه ميانگين نمرات مؤلفه‌های هوش فرهنگی از نظر اعضاء هیأت علمی باتوجه به سوابق خدمت131
جدول (4-24) نتایج آزمون لوین فرض همگنی واریانس‌های مؤلفه‌های هوش فرهنگی از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به رتبه علمی132
جدول (4-25) آزمون تفاوت معناداري بين ميانگين نمرات مؤلفه‌های هوش فرهنگی از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به رتبه علمی132
جدول (4-26) مقايسه ميانگين نمرات مؤلفه‌های هوش فرهنگی از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به رتبه علمی133
جدول (4-27) نتایج آزمون لوین فرض همگنی واریانس‌های مؤلفه‌های هوش فرهنگی از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به نوع دانشگاه 134
جدول (4-28) آزمون تفاوت معناداري بين ميانگين نمرات مؤلفه‌های هوش فرهنگی از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به نوع دانشگاه134
جدول (4-29) مقایسه زوجی اختلاف میانگین نمره عامل انگیزشی از نظر اعضاء هیأت علمی باتوجه به نوع دانشگاه134
جدول (4-30) مقایسه زوجی اختلاف میانگین نمره عامل رفتاری از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به نوع دانشگاه135
جدول (4-31) مقايسه ميانگين نمرات مؤلفه‌های هوش فرهنگی از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به نوع دانشگاه135
جدول (4-32) مقایسه میانگین نمره ارتباطات اثربخش از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به جنسیت136
جدول (4-33) مقایسه میانگین نمره ارتباطات اثربخش از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به نوع دانشگاه137
جدول (4-34) مقایسه تفاوت میانگین نمره ارتباطات اثربخش از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به نوع دانشگاه138
جدول (4-35) مقایسه میانگین نمره ارتباطات اثربخش از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به سن138
جدول (4-36) مقایسه تفاوت میانگین نمره ارتباطات اثربخش از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به سن139
جدول (4-37) مقایسه میانگین نمره ارتباطات اثربخش از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به رتبه علمی140
جدول (38-4) مقایسه تفاوت میانگین نمره ارتباطات اثربخش از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به رتبه علمی140

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار (4-1) توزیع درصدی گروه نمونه اعضاء هیأت علمی براساس جنسیت116
نمودار (4-2) توزیع درصدی گروه نمونه اعضاء هیأت علمی براساس سن 117
نمودار (4-3) توزیع درصدی گروه نمونه اعضاء هیأت علمی براساس سابقه خدمت118
نمودار (4-4) توزیع درصدی گروه نمونه اعضاء هیأت علمی براساس رتبه علمی119
نمودار (4-5) مقایسه میانگین نمرات مؤلفه‌های هوش فرهنگی از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به جنسيت129
نمودار (4-6) مقایسه میانگین نمرات مؤلفه‌های هوش فرهنگی از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به سوابق خدمت131
نمودار (4-7) مقایسه میانگین نمرات مؤلفه‌های هوش فرهنگی از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به رتبه 133
نمودار (4-8) مقایسه میانگین نمرات مؤلفه‌های هوش فرهنگی از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به نوع دانشگاه135
نمودار (4-9) مقایسه میانگین نمره ارتباطات اثربخش از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به جنسیت136
نمودار (4-10) مقایسه میانگین نمره ارتباطات اثربخش از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به نوع دانشگاه137
نمودار (4-11) مقایسه میانگین نمره ارتباطات اثربخش از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به سن139
نمودار (4-12) مقایسه میانگین نمره ارتباطات اثربخش از نظر اعضاء هیأت علمی با توجه به رتبه علمی141

فهرست شکل ها
عنوان صفحه
شکل 2-135
شکل 2-245
شکل 2-347
شکل 2-4) چهارچوب هوش فرهنگی‌ (ارلی و انگ)48
شکل 2-5) ابعاد هوش فرهنگی50
چکیده
هدف کلی پژوهش حاضر بررسی رابطۀ میان هوش فرهنگی و اثربخشی ارتباطات انسانی در بین اعضاء هیأت علمی دانشگاه‌های دولتی، پیام نور و آزاد اسلامی شهرکرد می‌باشد. تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعۀ آماری این پژوهش اعضاء هیأت علمی دانشگاه‌های دولتی، پیام نور و آزاداسلامی شهرکرد در سال تحصیلی 92- 1391 می‌باشد. حجم جامعه در سه دانشگاه بالغ بر 498 نفر بوده، که از این تعداد طبق فرمول کوکران، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه‌ای متناسب با حجم جامعۀ آماری 158 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. ابزار پژوهش شامل پرسشنامۀ استاندارد هوش فرهنگی « ارلی و انگ 2003 » و پرسشنامۀ ارتباطات اثر بخش « سوسمان وکرینوس 1979 » می‌باشد. روایی محتوا پرسشنامه توسط چند تن از اساتید رشتۀ علوم تربیتی مورد تأیید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ برای پرسش نامه هوش فرهنگی 85/. و همچنین پایایی ارتباطات اثر بخش 87/0بدست آمده است. در نتیجه هردو پرسش نامه مناسب می‌باشند. تجزیه تحلیل در سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی انجام شد. درسطح آمار توصیفی شامل: میانگین، انحراف معیار، درصد، فراوانی و... می‌باشد. در سطح آمار استنباطی بیان فرضیه کلی و فرضیه‌های ویژه (که آیا معنی دار بوده اند یا نه... ). نتایج تحلیل رگرسیون دو متغیره و گام به گام نشان داد ، که به طور کلی بین هوش فرهنگی با ارتباطات اثربخش رابطه معناداری وجود دارد . از بین مؤلفه‌های هوش فرهنگی، « مؤلفه‌های استراتژی و دانش هوش فرهنگی با اثر بخشی ارتباطات درسطح (P ≤ 0/01) رابطۀ معنادار وجــود دارد »، « بیـن مؤلفـۀ انگیزش هـوش فرهنگـی با اثر بخشـی ارتبـاطات در سطــح‌ (P ≤ 0/01)رابطۀ معنادار مشاهده نگردیده »، « بین مؤلفه رفتار هوش فرهنگی با اثر بخشی ارتباطات درسطح(P ≤ 0/05)رابطۀ معنادار وجود دارد. بین هوش فرهنگی اعضاء هیأت علمی بر اساس ویژگی‌های دموگرافیک « جنس، سن، سنوات خدمت، نوع دانشگاه، رتبه علمی » در سطح‌ (α ≤ 0/05) تفاوت معناداری مشاهده نگردید . همچنین بین ارتباطات اثر بخش بر اساس ویژگی‌های دموگرافیک «جنس، سن، سنوات خدمت، نوع دانشگاه، رتبه علمی» در سطح (P ≤ 0/05)تفاوت معناداری مشاهده نگردید.
کلید واژه‌ها:هوش فرهنگی، ارتباطات اثر بخش، اعضاء هیأت علمی
فصل اول
« کلیات تحقیق »
1-1 مقدمه
سالهای پایانی سده بیستم و سالهای آغازین هزاره سوم میلادی با بحثهای داغ و مناقشه بر انگیزجهانی شدن همراه بوده است.
آنچه مسلم است آن است که جهانی سازی پدیده‌ای تک بعدی نبوده و فرایندی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی... می‌باشد. هر چه جهان به سوی انسجام پیش می‌رود اهمیت و درک صحیح تفاوتهای فرهنگی افزایش می‌یابد. توجه به فرهنگهای مختلف و توصیه به شناخت نظامهای فرهنگی و چارچوب‌های ادراکی مختلف در این فرهنگها صرفاً در تحقیقات آکادمیک مورد توجه قرار نگرفته است.
اعضاء هیأت علمی دانشگاه‌های امروزی اساتیدی خواهند بود که علاوه بر، برخوردار بودن از مهارتهای فردی و تکنیکی و علمی بالا باید از هوش فرهنگی و عاطفی مناسبی نیز برخوردار باشند. ازطرفی از احساسات، عواطـف و علائـم و نشانه‌های شفاهی و غیرشفاهی در فرهنگ‌های مختلف تفاوتهای قابل ملاحظه ایی با هم دارند.
به عبارت بهتر برای کسب توانایی درک بالای احساسی مؤثر بر خورداری از هوش فرهنگی مناسب از ضروریات است. این هوش قابلیت مهمی برای کارکنان، اساتید و مدیران سازمانها و دانشگاه‌ها محسوب می‌شود. هوش فرهنگی در راستای هوش عاطفی و اجتماعی است. هوش عاطفی فرض می‌کند که افراد با فرهنگ خود آشنا هستند، بنابراین برای تعا مل و ارتباط با دیگران از روشهای فرهنگی خود استفاده می‌کنند، هوش فرهنگی جایی خود را نشان می‌دهد که هوش عاطفی ناتوان است. یعنی در جای که با افراد در محیط‌های ناآشنا سر و کار داریم.
اهمیت توانایی و برقراری ارتباط و تعامل در تجارب انسانی تا حدی است که می‌توان آن را شاخص تمام چیزهایی دانست که انسان را از سایر مخلوقات متمایز می‌کند. توانایی فرد برای برقـراری ارتباط متقابل با دیگری ازطریق تبادل افکار و عقاید، اولین گام در تمایز بیـن بشر و دیگرآفریده‌ها ست. همچنین قدرت انسان در ثبت افکـار و اطلاعات برای استفاده دیر یا زود دیگران و قدرت در یافت پاسخ آنان مبنای نیروی روز افزون تجارب و علوم است. به همین منوال قابلیت و توانایی یک فرد یا یک گروه برای اختلاط با گـروه‌های دیگر از طریق فرایند‌های ارتباطی، ریشه تمـامی ماهیت‌های اجتمـاعی نـژاد انسانی است . بنابـراین به سختـی می‌تـوان گفت که چیزی بنیادی تر از ارتباطات و درک تفاوتهای فرهنگی و اعمال فرایند‌های انسانی و پیشبرد تلاش‌های بشری وجود داشته باشد . با این حال تا این اواخر هیچ فعالیتی که نشان دهنده تحقیق و بررسی علمی در این زمینه باشد وجـود نداشته اسـت و تعریف اصـول اولیه این علم هنوز مراحل اولیه را طی می‌کند. اما شناخت قدرت ارتبـاطات اثربخش به دوران و روزگار باستان باز می‌گردد. بطوری که در زمان « افلاطون » نیز اهمیت این امر به خوبی تعریف شده بود او در خطابه‌های خود می‌نویسد، « چه چیزی والاتر و با ارزش تر از « کلمه » است که می‌تواند، قضـات را در محاکم، سناتورها را درمجلس و یا شهرونـدان را در اجتماعات و یا در گردهمایهای سیاسـی دیگر مجاب کند؟».
1-2بیان مسأله
فرهنگ، ارزشها، ایده‌ها، نگرش‌ها و نمادهای آگاهانه و ناآگاهانه‌ای است که رفتار انسان را شکل می‌دهد و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. فرهنگ قوانین نانوشته‌ای است که در بیشتر مواقع به راحتی قابل مشاهده نیست و همین امر کارمدیران، صاحب نظران، اساتید و معلمان را در برقراری ارتباط مؤثر مشکل می‌کند.
و از طرف دیگر رشد و توسعه همه جانبه آموزش عالی کشور و پذیرش گستردۀ دانشجو با تنوع فرهنگی، قومی و نژادی و با عنایت به اینکه محیط دانشگاه باید یک محیط فرهنگی پویا و فعال باشد انجام فعالیت‌های آموزشی و تربیتی را دشوارتر می‌نماید. و این درحالی است که وجود هوش هیجانی برای محیط‌های ایستایی فرهنگی کفایت می‌کند . و در صورت افزایش تنوع فرهنگی، هوش هیجانی به تنهایی پاسخگوی پویایی‌های حوزه فرهنگ نیست.
امروز به جرأت می‌توان بیان کرد که فرهنگ به عنوان جزء نامرئی ولی اساسی در تعاملات اجتماعی بیش از پیش خودنمایی می‌کند و به عنوان یک پیش شرط موفقیت برای هر کسی و در هر کجا مطرح است. و از طرفی بسیاری از احساسات، عواطف، علائم و نشانه‌های شفاهی و غیرشفاهی در فرهنگ‌های مختلف تفاوتهای قابل ملاحظه‌ای با هم دارند.
به عبارت بهتر برای کسب توانایی درک بالای احساسی مؤثر برخورداری از هوش فرهنگی مناسب از ضروریات است .
پس می‌توان چنین بیان کرد شرط لازم و کافی برای برقراری ارتباط مناسب و اثر بخشی برخورداری از هوش فرهنگی بالا می‌باشد و با عنایت به فلسفه کاری اعضاء هیأت علمی دانشگاهها این اصل که ارتباط اثربخش شرط موفقیت کاری خواهد بود.
هوش فرهنگی به عنوان دامنه جدیدی از هوش، ارتباط بسیار زیادی با محیطهای کاری متنوع دارد به افراد اجازه می‌دهد تا تشخیص دهند دیگران چگونه فکر کرده و چگونه به الگوهای رفتاری پاسخ می‌دهند در نتیجه موانع ارتباطی بین فرهنگی کاهش یافته و افراد مهارت‌های مدیریت تنوع فرهنگی را کسب می‌کنند .
هوش فرهنگی لازمه رقابت در دنیای فراپیچیده هزاره سوم است افرادی که هوش فرهنگی پایینی دارند قادر به برقراری ارتباط اثر بخش با همکارانشان از همان فرهنگ یا فرهنگهای دیگر نبوده و در نتیجه در انجام امور ارتباطی و مدیریتی خود موفق نیستند.
برخی از افراد‌ (اساتید دانشگاهها، مدیران و....) علی رغم برخورداری از ضریب هوشی بالا در محیط کاری خود شکستهای فاحشی را تجربه می‌کنند.
چگونه است که برخی از افراد در محیطهای بیگانه خوب عمل می‌کنند و برخی دیگر می‌لغزند؟ آیا بجز ضریب هوشی عوامل دیگری در موفقیت افراد در سازمانها تاثیر دارد.
گلمن (Goleman) در مورد تأثیر ضریب هوشی معتقد است که بهره هوشی تعیین کننده پیشرفتهای علمی و موفقیت‌های حرفه‌ای است ولی سهم آن در موفقیت تنها حدود 20 درصد است. تلاش برای شناسایی سایر عوامل موثر بر موفقیت حرفه‌ای موجب ورود واژه‌های هوش عاطفی و هوش فرهنگی به ادبیات مدیریت شد هر چند هنوز کسی بطور دقیق نمی‌تواند بگوید سهم هوش فرهنگی در پیشرفت او چقدر است.
مفهوم هوش عاطفی در برگیرنده مجموعه گسترده‌ای از مهارتها و استعدادهای فردی است که معمولاً به مهارتهای درون فردی و بین فردی اشاره دارد و بطور کلی توانایی درک و فهم چگونگی بروز یا کنترل عواطف و احساسات است هوش عاطفی عاملی است که موجب می‌شود تا خلاقانه فکر کنیم و عواطف و احساسات خود را برای حل مسائل به کار گیریم بر این اساس شخصی که دارای هوش عاطفی بالا است در چها ر زمینه شناسایی، به کار گیری، درک و کنترل احساسات خود را برای حل مسائل بکار می‌گیرد بر این اساس شخصی که دارای هوش عاطفی بالا است در چهار زمینه شناسایی، بکارگیری، درک و کنترل احساسات و استعداد مهارت دارد.
هوش فرهنگی دامنه جدیدی از هوش است که ارتباط بسیار زیادی با محیطهای کاری متنوع دارد برخی از جنبه‌های فرهنگ را می‌توان دید عوامل آشکاری مثل هنر، موسیقی و کسب رفتاری از این جمله اند اما بیشتر بخشهای چالش برانگیز فرهنگ پنهان است . عقاید، ارزشها، انتظارات نگرشها و مفروضات عناصری از فرهنگ هستند که دیده نمی‌شوند اما بر رفتار افراد مؤثرند.
هوش فرهنگی به افراد اجازه می‌د هد تا تشخیص دهند دیگران چگونه فکر می‌کنند و چگونه به الگوهای رفتاری پاسخ می‌دهند در نتیجه موانع ارتباطی بین فرهنگی را کاهش و به افراد قدرت مدیریت متنوع فرهنگی می‌دهد.
در محیطهای کاری متنوع قرن حاضر لازم است استرس‌های ناشی از شوک فرهنگی و اختلالات و پیامدهای ناشی از تعارضات فرهنگی به نحو مطلوب اداره شود برای این منظور به سازگاری و تعدیل مؤثر فر هنگها نیاز است.
مطرح شدن هوش فرهنگی به عنوان یک مفهوم کلیدی در میان اعضاء هیأت علمی دانشگاهها به دلیل پاسخگویی به سوالات زیر می‌باشد.
چگونه اعضاء هیأت علمی می‌توانند توانائیهای خود را در تطبیق با فرهنگ‌های مختلف بهبود بخشند ؟
چرا برخی از افراد دارای توان بالقوه‌ای برای رویارویی با چالشهای کاری در محیطهای با فرهنگ متفاوت هستند ؟
دانشگاهها چگونه می‌توانند عملکردهای اعضاء هیأت علمی خود را در محیطی با تنوع فرهنگی بهینه سازند ؟
در حال حاضر در دنیایی که عبور از مرزها کاری عادی و ساده شده است داشتن هوش فرهنگی یک نیاز حیاتی برای همه افراد است .
اعضا ء هیأت علمی موفق رمز برخورد با فرهنگ های گوناگون علمی، فرا علمی و سازمانی را به خوبی می آموزند و از آموزه‌های خود نهایت استفاده را می‌برند.
هوش فرهنـگی از دید گـاه( ارلی و انگ‌ ،2003) عبار ت است از: توا نایی که یک فرد در راستای سـازگاری موفقیـت آمیـز با محیطهـای فرهنگی جدیـد که معمولاً با بافت فرهنگی خـود فـرد ناآشناست.
(پیتر سون ،2004) هوش فرهنگی را استعداد بکارگیری مهارتها و تواناییها در محیطهای مختلف تعریف کرد.
هوش فرهنگی متفـاوت از هوش اجتماعی و عاطفی است. افراد زیادی با داشتن‌ (I Q)بالا مهارتهای اجتماعی مناسب در تعاملات بین المللی شکست می‌خورند.که علت اصلی آن پایین بودن هوش فرهنگی می‌باشد، در محیطهای فرهنگی جدید، علائم و نشانه‌های آشنا عمدتاً دیده نمی‌شود.
توماس (2005) هوش فرهنگی را در قالب سه متغیر، دانش فرهنگی، مهارتهای فرهنگی، و مراقبتهای فرهنگی مورد مطالعه قرار می‌دهد.
هوش فرهنگی یک الگوی چهار بعدی می‌باشد که عبارتند از: هوش فرهنگی شناختی، هوش فرهنگی انگیزشی، هوش فرهنگی فرا شناختی، هوش فرهنگی رفتاری.
1- هوش فرهنگی شناختی: بیانگر درک فرد از شباهتها و تفاوتهای فرهنگی است و دانش عمومی و نقشه‌های ذهنی و شناختی فرد از فرهنگ‌های دیگر را نشان می‌دهد.
2- هوش فرهنگی انگیزشی: نشان دهنده علاقۀ فرد آزمودن فرهنگ‌های دیگر و تعامل با افرادی از فرهنگ‌های مختلف است.
3- هوش فرهنـگی فرا شناختی: بدین معناست که فـرد چگونه تجربه‌های میان فرهنگی را درک می‌کند.
4- هوش فرهنگی رفتاری: این رفتار قابلیت فرد برای سازگاری با آن دسته از رفتارهای کلا می و غیرکلامی را در بر می‌گیرد که برای بر خورد با فرهنگ‌های مختلف مناسـب هستند.
ارتباطات در معنای عام (فن انتقال اطلاعات، افکار و رفتار انسانی از یک شخص به شخص دیگر)، ارتباطات زمانی اثر بخش است که محرکی را به عنوان آغازگر مورد نظر فرستنده با محرک مشهودگیرنده که از خود بروز می‌دهد و آن دو را به گونه‌ای نزدیک به هم مورد توجه قرار دهد.
از ارتباطات اغلب به عنوان‌ (جریان خون) دانشگاهها و سازمانها یاد می‌شود و آن را به عنوان وسیله‌ای مهم که از طریق آن امور در دانشگاهها و سازمانها انجام می‌شود می‌شناسند. هر انسانی دارای هدفی است که رسیدن به آن مستلزم همکاری افراد و بخشهای مختلف است که این همکاری بدون وجود ارتباط و تماسهای مکرر غیرممکن خواهد بود.
ارتباطات اثر بخش زمانی رخ می‌دهد که دریافت کننده پیام، آن را همان گونه تفسیر نمایدکه مورد نظر فرستنده باشدبه عبارت دیگر همانطور که (فلـد برگ‌ ،1975) بیان می‌کند. توافق در ارتباط زمانی رخ می‌دهد که انتظار یک فرستنده با واکنش یک گیرنده منطبق باشد.
به طور کلی می‌توان گفت هدف هر ارتباطی اطمینان یافتن از این امر است که انتظار فرستنده و واکنش گیرنده بر یکدیگر منطبق شده و در یک راستا قرار گیرند. آنچه یک استاد دانشگاه قصد دارد به آن برسد برقراری ارتباطی اثر بخش درکارآمد ترین شیوه آن است. ارتباطات کار آمد به زمان و منابع کمتری نیاز دارد....
اثربخشی دارای پنج ویژگی می‌باشد" گشودگی، همدلی، حمایت گری، مثبت‌گرایی و تساوی".
این پژوهش به دنبال آن است که به بررسی رابطه هوش فرهنگی و اثر بخشی ارتباطات انسانی در بین اعضا ء هیات علمی دانشگاههای دولتی و آزاد اسلامی شهرکرد را بررسی نماید.
1-3 اهمیت و ضر ورت پژوهش
فرهنگ ارزشها، باورها و آداب و رسوم، مراسم مذهبی، ارزشهای اخلاقی، هنر، ادبیات، ایده‌ها، نگرش‌ها و نمادهای آگاهانه و ناآگاهانه ایی است که رفتار انسان را شکل می‌دهد و زمینه‌های ارتباطات انسانی را بیش از پیش فراهم می‌نماید و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.
واژه فرهنگ همواره منبع سوء تعبیر و اختلاف بوده است.مردم شناسان، فرهنگ را شیوه‌های زندگی توسط گروهی از مردم ایجاد می‌شود و از نسلی به نسل دیگرمنتقل می‌شود می‌دانند. آنچه درتمام تعریف فرهنگ مشترک می‌باشد آن است که فرهنگ قوانین نانوشته ایی است که در بیشتر مواقع به راحتی قابل مشاهده نیست و همین امر کار مدیران را در برقراری ارتباط مؤثر مشکل می‌کند.
با وجود اینکه افزایش ارتباطات تعدادی از گرایشات ملی مانند، رنگ لباس، موسیقی و حتی غذا و نوشیدنی‌ها را تا حد زیادی مشابه کرده است.
حتی عده ایی معتقدندکه جهان به سمت نوعی همگون سازی پیش می‌رود ؛ در سمت دیگر گروهی معتقدندکه جهـان نه تنها به سنت همگون سازی پیش نمی رود بلکه به سمتی حرکت می‌کنیم که تضاد، تنوع و گونه‌های مختلف در آن وجود خواهد داشت.
تنوع در این مقوله عبارت است از جذب افرادی با سوابق و زمینه‌های مختلف، دارای توقعات و انتظارات گوناگون و بهره گیری از توانایی‌ها و استعداد‌های آنها برای افزایش کارایی و بهروری، تنوع حیطه‌های مختلف را در بر می‌گیرد: نژاد،قومیت، جنسیت،رنگ پوست، مذهب و فرهنگ. ویژگیهای فرهنگ (CULTURE) را بر اساس حروف تشکیل دهنده آن به صورت زیر تعریف کرده اند.
C: فرهنگ فراگیر است. هر شخص،سازمان، سرزمین و کشوری یک فرهنگ دارد.
U: شناخت عقاید، ارزشها و ادراکات فرهنگ دیگران برای موفقیت الزامی است.
L: یاد گیری میراثهای فرهنگی گوناگون، الهام بخش و توانمند کننده است.
T: کارهای تیمی در سطح جهان بدون توجه به فرهنگ اعضاء غیرممکن است.
U: برنامه ریزی فرهنگی از طریق شناخت عقاید یکدیگر آسانتر می‌شود.
R: تفاهم و سازگاری با شناخت فرهنگ خود و پذیرش نقطه نظرات و سبک و روش دیگران شروع می‌شود.
E: به منظور رشد و نوآوری، استفاده از تنوع فرهنگی لازم است.
تنوع فرهنگی از جمله مسائل عمده ایی است که سازما‌نها (آموزش عالی) حاضر با آن مواجه هستند.
با این توصیف‌ها که تفاوت فرهنگی مساله مهمی نیست، ما همگی انسـان هستیم و تنها عامل سـوء تفـاهم میان ما اختلاف فرهنگ است. اگر براین تفاوتها تمرکز کنیم از هدف دور می مانیم.
عملکرد هر سازمان (آموزش عالی) تابع عملکرد ریاست دانشگاه، اعضا ء هیات علمی و کارکنان، فرصت‌ها و امکانات و نیز متأثر ازسیستم‌های محیطی و سازمان‌های دیگر است. عملکرد اعضاء هیأت علمی تابع متغیرهای فردی‌ (تواناییها و مهارت‌های ذهنی و روانی وپیشینه زندگی) متغیرهای روان شناختی‌ (ادراک، نگرش، شخصیت، یاد گیری، انگیزه) و متغیرهای سازما‌نی (منابع، رهبری، پر داخت‌ها، ساخـتارطرح شغلی است. (دولان و شولر ،1381) و از طرفی نیز بزرگترین درما‌ندگی انسـان، ناتوانی در دستیابی به همکاری و تفاهم با دیگران است (هرسـی و بلانچـا رد،1382).
هوش فرهنگی یکی از کاراترین ابزارها برای انجام اثر بخشی وظایف در محو طه‌های دارای تنوع و ناهمگونی نیروی کاری می‌باشد، این نوع هوش توانایی و مهارت ویژه‌ای است که به این فرد این امکان را می‌دهد تا در موقعیتهای چند فرهنگی بتواند بطور اثر بخشی به انجام وظیفه بپردازد و با دیگران به نحو مطلوب ارتباط بر قرار نمایند.
مفهوم ارتباط در معنای عام عبارت است از « فن انتقال اطلاعات، افکار و رفتار انسانی از یک شخص به شخص دیگر است ».
دنیای بدون ارتباط و اطلاعات، دنیایی ترس آور و حزن انگیزی است. انسان وقتی نداند که در اطراف او چه می‌گذرد و احتمالاً چه اتفاقاتی در شرف تکوین است ، به همه چیز بد بین شده و اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهد. در بسیاری از مواقع، از ارتباط به عنوان وسیله ایی برای آرامش روانی و تخلیه آلام و دردهای انسانی استفاده می‌شود. پس ارتباط به عنوان اساسی ترین کارکرد آموزش عالی اهداف گوناگونی دارد.که در همه جنبه‌های فردی، گروهی و سازمانی و اجتماعی قابل مشاهده است.
اسکات و میشل ، چهار هدف برای ارتباط میان اشخاص تعیین نموده اند:
تاثیر گذاری بر دیگران
بیان احسا سات
دریافت و مبادله اطلاعات
تقویت ساختار رسمی سازمان به عبارت دیگر، ارتباطات میان فردی به کارکنان تمامـی سطوح در سازمان اجازه می‌دهـد که با دیگـر تعامل داشته، به اهداف مطلوب نائل شده، حمایت شوند و از ساختار رسمی سازمان بهره گیرند.
این اهداف در خدمت تک تک افراد قرار می‌گیرد و هدف بزرگتر آن نیز اصلاح کیفیت حیاتی و اثر بخشی سازما‌نی است‌ (محمدزاده و مهروژان، 1375 ).
پس بنابراین هوش فرهنگی قابلیت فردی برای درک، تفسیر و اقدام اثر بخشی در موقعیت‌هایی ا ست که از تنوع فرهنگی برخوردارند‌ (پیترسون، 2004).
در فرهنگ‌های مختلف وقتی در خرد فرهنگ‌ها در درون یک فرهنگ ملی طیف وسیعی از احساسات و عواطف وجود دارد. به نحوی که تفاوت در زبان، قومیت، سیاست‌ها و بسیاری خصوصیات دیگر می‌تواند به عنوان منابع تعارض بالقوه ظهور کند و در صورت نبودن درک صحیح، توسعه روابط کاری مناسب را با مشکل مواجه سازد(ترایندیس2006). بنابراین اثرات تفاوت‌های فرهنگی این گونه تنوعات از مقوله‌های پیچیده می‌باشد(هریس و مورن،2004) و همچنین تحقیقات نشان می‌دهد که تفاوت بین فرهنگ‌های مختلف یکی از عوامل مهم تعیین کننده نوع رفتار می‌باشد.
(رحیم نیا، مرتضوی، دلارام، در سال 1389) در تحقیقی تحت عنوان « بررسی میزان تأثیر هوش فرهنگی بر عملکرد وظیفه‌ای مدیران » انجام دادند. به این نتیجه رسیدند که با تایید فرضیات تحقیق در زمینه تاثیرات دو بعد دانش هوش فرهنگی و رفتار هوش فرهنگی بر عملکرد وظیفه ایی مدیران، می‌توان گفت که هوش فرهنگی یکی از عوامل تاثیرگذار بر عملکرد وظیفه ایی می‌باشد در نتیجه از این معیار، می‌توان برای تصمیم گیری در مورد انتخاب و انتصاب مدیران با توجه به نوع فعالیت آنها، تعیین نوع آموزشهای لازم برای مدیران و نیز انتخاب معیارهای مناسب برای ارزیابی عملکرد وظیفه ایی مدیران بهره مند گردید که نهایتاً در جهت ارتقاء کارایی و اثر بخشی سازمان مؤثر خواهد بود.
(قاسمی، وحیدا، یزد خواستی،1389)در تحقیقی تحت عنوان « تحلیلی بر هوش فرهنگی و الگوی تقویت آن » به این نتیجه رسیدند که: چنین به نظر می‌رسد که برخی افراد یا گروههای اجتماعی بجای بهره گیری از هوش فرهنگی و تقویت آن در تعامل با افراد و گروههای اجتماعی از فرهنگ‌های متفاوت بشری تمایل دارند تا بر مبنای عقاید قالبی خود عمل کنند. در حالی که عقـاید یا قضاوت‌های قالبـی نوعی سـوگیری یا جهت گیری ارزشی منفی یا مثبت به گروههای اجتماعی و فرهنگ‌های دیگر است بهره گیری از هوش فرهنگی به دنبال آن است تا با خنثی کردن چنین قضاوت‌های ارزشی(که اغلب تخریب کردند تا یاری کننده) به گونه ایی هدفمند و باشناختی عینی به تعامل سازنده و اثر بخشی با افراد و گروههایی با زمینه‌های فرهنگی متفاوت دست یافتند.
در چنین فضای تعا ملی چند فرهنگی برخی از افراد و گروهها، از خود توانمندی بالاتری برای دست یابی به هدف‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی در ارتباط با افراد و گروههایی با سبقه فرهنگی متفاوت نشان داده اند و به عبارتی می‌توان تعاملهای آنان را اثربخش تر ارزیابی کرد.این در حالی است که فضای تعاملی میان فرهنگی پدید آمده برای برخی افراد وگروههای اجتماعی با افزایش منازعات و درگیری‌ها و رقابت‌های منفی به جای مشارکت و همیاری نوع اول‌ (دارای تعامل‌های اثر بخش )را دارای هوش فرهنگی بالا و افراد و گروههایی از نوع دوم(در گیر در منازعات) را دارای هوش فرهنگی پایین دانست. بهره گیری از روشهای مختلف برای تقویت هوش فرهنگی در مجموع یکی از ضرورت‌های دنیای کنونی در جوامع مختلف از جمله ایران است.
پس می‌توان گفت که: هدف اصلی هوش فرهنگی و اثر بخشی ارتباطات آشنا کردن اعضا ء هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلا می و دانشگاههای دولتی با ماهیت روش علمی از قبیل مشاهده، جمع آوری، و سازمان دهی اطلاعات و نتیجه گیری منطقی از آن‌هاست بنابراین پژوهش حاظر این امکان را می‌دهد که:
1- رابطه هوش فرهنگی واثربخشی ارتباطات انسانی در بین اعضا ء هیأت علمی دانشگاههای دولتی و آزاداسلامی شهرکرد مورد بررسی قرار گیرد.
2- دیدگاههای بین "استراتژی "هوش فرهنگی و اثربخشی ارتباطات اعضاء هیأت علمی را مورد بررسی قرار گیرد.
3- دیدگاههای بین "دانش" هوش فرهنگی و اثربخشی ارتباطات اعضاءهیأت علمی را مورد بررسی قرار گیرد.
4- دیدگاههای بین "رفتار" هوش فرهنگی و اثربخشی ارتباطات اعضاء هیأت علمی را مورد بررسی قرار گیرد.
5- دیدگاههای بین "انگیزش" هوش فرهنگی و اثربخشی ارتباطات اعضاء هیأت علمی را مورد بررسی قرار گیرد.
6- دیدگاههای بین هوش فرهنگی و ارتباطات اثربخش در بین اعضاء هیأت علمی دانشگاههای (آزاد اسلامی و دانشگاههای دولتی شهرکرد) براساس عوامل دموگرافیک (جنس، سن، مدرک تحصیلی، رتبه علمی، نوع دانشگاه) مورد بررسی قرار گیرد.
1-4 اهداف پژوهش
1-4-1 اهداف اصلی
باتوجه به نتایج فوق هدف اصلی این تحقیق عبارت است از:
« بررسی رابطه میان هوش فرهنگی و اثربخشی ارتباطات انسانی در بین اعضاء هیأت علمی دانشگاه‌های دولتی، پیام نور و آزاد اسلامی شهرکرد ».

1-4-2 اهداف اختصاصی
1. تعیین رابطه بین « استراتژی هوش فرهنگی » و اثر بخشی ارتباطات اعضای هیأت علمی.
2. تعیین رابطه بین « دانش هوش فرهنگی » و اثر بخشی ارتباطات اعضای هیأت علمی.
3. تعیین رابطه بین « انگیزش هوش فرهنگی » و اثر بخشی ارتباطات اعضای هیأت علمی.
4. تعیین رابطه بین « رفتار هوش فرهنگی » و اثر بخشی ارتباطات اعضای هیأت علمی.
5. تعیین تفاوت بین هوش فرهنگی اعضاء هیأت علمی براساس ویژگیهای دموگرافیک (جنسیت، سن، مدرک تحصیلی، نوع دانشگاه، رتبه علمی).
6. تعیین تفاوت بین ارتباطات اثربخش اعضاء هیأت علمی براساس ویژگیهای دموگرافیک (جنسیت، سـن، مدرک تحصیلـی، نوع دانشگـاه، رتـبه علمی ).
1-5 سؤال‌های تحقیق
1. آیا بین استراتژی هوش فرهنگی و اثربخشی ارتباطات اعضاء هیأت علمی رابطه وجوددارد ؟
2. آیا بین دانش هوش فرهنگی و اثربخشی ارتباطات اعضاء هیأت علمی رابطه وجوددارد ؟
3. آیا بین انگیزش هوش فرهنگی و اثربخشی ارتباطات اعضاء هیأت علمی رابطه وجوددارد ؟
4. آیا بین رفتار هوش فرهنگی و اثربخشی ارتباطات اعضاء هیأت علمی رابطه وجوددارد ؟
5. آیا بین هوش فرهنگی اعضاء هیأت علمی براساس ویژگیهای دموگرافیک (جنسیت، سـن، مدرک تحصیلی، نوع دانشگاه، رتبه علمی) تفاوت وجود دارد .
6. آیا بین ارتباطات اثر بخش اعضاء هیأت علمی براساس ویژگیهای دموگرافیک (جنسیت، سـن، مدرک تحصیلی، نوع دانشگاه، رتبه علمی) تفاوت وجود دارد.

1-6 تعاریف واژه‌ها
1-6-1 تعاریف مفهومی
هوش
1. هوش عبارت است: از ظرفیت توانایی و یادگیری.
2. هوش عبارت است: از دانش پذیری و ظرفیت کسب آن.
3. هوش عبارت است: از توانایی تفکر برحسب ایده‌های انتزاعی.
4. علم روان شناسی هوش را به طور کلی نوعی ویژگی شخصیتی متفاوت از، خلاقیت، شخصیت و یا عقل می‌داند‌ (گارد نر 1995)
5. هوش عبارت است از توانایی فرد برای اینکه بطور هدفمند عمل کند. بطور منطقی بیندیشد و به طور مؤثر با محیط مبادله کند.
6. توانایی درک اشخاص وایجاد رابطه با آنها‌ (هوش اجتماعی )، توانایی درک اشیاء وکار کردن با آنها (هوش عملی) وتوانایی درک نشانه‌های کلامی –ریاضی وکار با آنها (هوش ).
7. پیاژه هوش را عبارت از حالت تعادلی می‌داند که کلیه استعدادهای سازشی از نوع حسی وحرکتی و نیروهای شناختی و اکتسابی و همچنین کلیه تبادلات جذبی و انطباقی که بین جسم و محیط صورت می‌گیرد بدان گرایش پیدا می کنند‌ (پیاژه،1357، ص 37).
8. اگر انسانها، با هوش و خلاق به دنیا می‌آیند. بخش اعظم این هوش و خلاقیت زمانی که به مدرسه می‌رویم از دست می‌رود. اما ممکن است این خلاقیت در دوره‌های بعدی زندگی شکوفا شود. در زندگی روزمره افراد با هوش را طبق شیوه صحبت و عملکردشان تشخیص می‌دهیم (غفاری،1389).
فرهنگ
1-فرهنگ ارزشها، ایده‌ها، نگرشها و نمادهای آگاهانه و نا آگاهانه‌ای است که رفتار انسان را شکل می‌دهد و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود‌ (هافستد،1991، ص 38).
2-واژه فرهنگ برای نامگذاری بسیاری از مفاهیم از جمله آداب و رسوم، مراسم مذهبی، ارزشهای اخلاقی، هنر و ادبیات و موضوعاتی از این دست به کار می‌رود (کوپر، 1995).
3-فرهنگ یعنی: 1) معرفت مشترک وهنجار شده، 2) با قابلیت یادگیری، انتقال پذیری وتحول پذیری، 3) شامل مؤلفه‌های مهمی همچون باورها، ایدئولوژی، ارزش‌ها، هنجارها، نمادها، فناوری مادی واجتماعی، هویت بخشی، ماندگارسازی جامعه وتأمین نیازهای زیستی انسان‌ (اسدی،1389، ص41 ).
هوش فرهنگی
هوش فرهنگی در بر گیرنده مجموعه گسترده‌ای از مهارتها و استعدادهای فردی است که معمولاً با مهارتهای درون فردی و بین فردی اشاره دارد و بطور کلی توانایی درک و فهم و چگونگی بروز یا کنترل عواطف و احساسات است.
هوش فرهنگی عبارت است از: توانایی یک فرد در راستای ساگاری موفقیت آمیز با محیطهای فرهنگی جدید که معمولاً با بافت فرهنگ خود نا آشنا است (ارلی وانگ،2003).
(آفرمن،2004)ا شاره می‌کند که هوش فرهنگی یک فراهوش است که شامل شکل‌های مختلفی از هوش است و‌ (IQ) تنهایکی ازآنها است.
هوش فرهنگی قابلیت فرد برای درک، تفسیر واقدام اثربخش در موقعیت‌هایی است که ازتنوع فرهنگی برخوردارند‌ (پیترسون،2004 ).
هوش فرهنگی را استعداد بکارگیری مهارتها و توانائیها در محیط‌های مختلف تعریف کرده است‌ (پیترسون،2004 ).
هوش فرهنگی عبارت است از: توانایی افراد برای رشد شخصی از طریق تداوم یادگیری وشناخت بهتر میراثهای فرهنگی، آداب و رسوم و ارزشهای گوناگون و رفتار مؤثر با افرادی با پیشینه فرهنگی و ادراک متفاوت. ارلی وانگ، هم چنین، هوش فرهنگی را به عنوان قابلیت فرد برای سازگاری مؤثر با قالبهای نوین فرهنگی تعریف کرده است و ساختار این مفهوم را به انواع دیگر هوش، از جمله هوش عاطفی و اجتماعی مربوط می‌دانند و (هریس ولی یونس، 2004).
هوش فرهنگی شناختی
بیانگر درک فرد از شباهت‌ها و تفاوتهای فرهنگی است و دانش عمومی و نقشه‌های ذهنی و شناختی فرد از فرهنگ‌های دیگر را نشان می‌دهد‌ (ارلی و موساکوفسکی 2004 ).
هوش فرهنگی انگیزشی
نشان دهنده علاقه فرد به آزمودن فرهنگ‌های دیگر و تعامل با افرادی از فرهنگ‌های مختلف است ( ارلی و موساکوفسکی 2004 ).
هوش فرهنگی فرا شناختی
بدین معناست که فرد چگونه تجربه‌های میان فرهنگی را درک می‌کند (ارلی و موساکوفسکی 2004).
هوش فرهنگی رفتاری
قابلیت فرد برای نمایش عمل کلامی و غیرکلامی مناسب در تعامل با افردی از فرهنگهای مختلف را نشان می‌دهد‌ (ارلی و موساکوفسکی2004).
ارتباطات
ادوین امری ارتباطات در معنای عام: « فن انتقال اطلاعات و افکار و رفتار انسانی ازیک شخص به شخص دیگر ».
ارتباطات اثر بخش
فرهنگی (1384) ارتباطات زمانی اثر بخش است که محرکی را به عنوان آ غازگر مورد نظر فرستنده با محرک مشهود گیرنده که از خود بروز می‌دهد و آن دو را بگونه‌ای نزدیک به هم مورد توجه قرار می‌دهد.
فلدبرگ (1975)توافق در ارتباط زمانی رخ می‌دهد که انتظار یک فرستنده با واکنش گیرنده بر یکدیگر منطبق باشد.
1-6-2 تعاریف عملیاتی
هوش فرهنگی
- منظور از هوش فرهنگی در این پژوهش « توانایی افرادی برای رشد شخصی از طریق تداوم یادگیری وشناخت بهتر میراثهای فرهنگی، آداب و رسوم و ارزشهای گوناگون و رفتار مؤثر با افرادی با پیشینه فرهنگی و ادراک متفاوت » در این پژوهش از پرسشنامه هوش فرهنگی که توسط ارلی وانگ در سال2003 تدوین شده و در سال 1389کارهنجاریابی آن درایران انجام گرفت استفاده گردید. با 20پرسش که‌ (از سؤال 1تا20) هوش فرهنگی اعضاء هیأت علمی دانشگاه‌های آزاداسلامی شهرکرد، پیام نور، دانشگاه شهرکرد، مورد ارزیابی قرار گرفت.
ارتباطات اثر بخش
منظور از ارتباطات اثر بخش در این پژوهش« فن انتقال اطلاعات و افکار و رفتار انسانی از یک شخص به شخص دیگر می‌باشد و ارتباطات اثر بخش زمانی رخ می‌دهدکه دریافت کننده پیام، آن را همان گونه تفسیر نماید که مورد نظر فرستنده باشد . به عبارت دیگر توافق در ارتباط زمانی رخ می‌دهد که انتظار یک فرستنده با واکنش یک گیرنده منطبق باشد و در یک راستا قرار گیرد ». در این پژوهش از مدل ارتباطات اثر بخش رابینز استفاده شده که ارتباطات اثر بخش با توجه به 6 فاکتور « 1- استفاده از مجرا‌های ارتباطی چند گانه2- ساده سازی3- گوش دادن فعال4- کنترل هیجانات5- استفاده از شبکه ارتباطات خوشه‌ای 6- استفاده از باز خورد » می‌باشد. در این پژوهش از پرسشنامه ارتباطات اثر بخش که توسط سوسمان وکرینوس (1979) ابداع گردیده که شامل 3دسته سؤال که هر سؤال شامل 15پرسش می‌باشد استفاده شده تا ارتباطات اثر بخش بین اعضا ء هیأت علمی دانشگاه‌های آزاداسلامی شهرکرد،، پیام نور و دانشگاه شهرکرد، مورد ارزیابی قرار گرفت.
عامل راهبردی / فراشناختی‌ (هوش فرهنگی )
منظور از عامل راهبردی / فراشناختی بدین معناست که فرد چگونه تجربیات میان فرهنگی را درک می‌کند. این استراتژی بیانگر فرایندهایی است که افراد برای کسب ودرک دانش فرهنـگی به کار می‌برند. این امر زمانی اتّفاق می افتد که افراد در مورد فرایندهای فکری خود ودیگران قضاوت می‌کنند. استراتژی هوش فرهنگی شامل تدوین استراتژی پیش از برخورد میان فرهنگی، بررسی مفروضات در حین برخورد و تعدیل نقشه‌های ذهنی در صورت متفاوت بودن تجارب واقعی از انتظارات پیشین است. که از سؤال (1تا 4) پرسشنامه هوش فرهنگی مؤلفه فراشناختی در بین اعضاء هیأت علمی مورد ارزیابی قرار گرفت.
عامل دانش /شناختی‌ (هوش فرهنگی )
این دانش بیانگر درک فرد از تشابهات و تفاوت‌های فرهنگی است و دانش عمومی و نقشه‌های ذهنی و شناختی فرد از فرهنگ‌های دیگر را نشان می‌دهد. جنبه دانشی هوش فرهنگی مشتمل برشناخت سیستم‌های اقتصادی و قانونی، هنجارهای تعامل اجتماعی، عقاید مذهبی، ارزش‌های زیبای شناختی و زبان دیگر است. که از سؤال (5 تا10) پرسشنامه هوش فرهنگی مؤلفه شناختی در بین اعضاء هیأت علمی مورد ارزیابی قرار گرفت.
عامل انگیزشی‌ (هوش فرهنگی )
بیانگر علاقه فرد به آزمودن فرهنگ‌های دیگر و تعامل با افرادی از فرهنگ‌های مختلف است. این انگیزه شامل ارزش درونی افراد برای تعاملات چند فرهنگی و اعتماد به نفسی است که به فرد اجازه می‌دهد. در موقعیت‌های فرهنگی مختلف به صورتی اثر بخش عمل کند. که از سؤال (11تا 14) پرسشنامه هوش فرهنگی مؤلفه انگیزشی در بین اعضاء هیأت علمی مورد ارزیابی قرار گرفت.
عامل رفتاری‌ (هوش فرهنگی )
بیانگر قابلیت فرد برای سازگاری با آن دسته از رفتار‌های کلامی و غیرکلامی را در بر می‌گیرد که برای برخورد با فرهنگ‌های مختلف مناسب هستند. رفتار هوش فرهنگی مجموعه‌ای از پاسخ‌های رفتاری منطقی را شامل می‌شود که در موقعیت‌های مختلف به کار می آیند و متناسب با یک تعامل خاص یا موقعیت ویژه از قابلیت اصلاح و تعدیل برخور دارند. که از سؤال‌ (15 تا20) پرسشنامه هوش فرهنگی مؤلفه رفتاری در بین اعضاء هیأت علمی مورد ارزیابی قرارگرفت.
فصل دوم
« ادبیات تحقیق »
2-1 مقدمه
نظریه‌های جدید درباره هوش انسانی به انواع مختلفی از هوش اشاره کرده اند.که هر چند برخی از آنها دارای همبستگی ضعیف یا متوسطی با یکدیگرند، اما برخی از انواع را نیز باید غیرهمبسته یا مستقل از یکدیگر دانست. در این میان به انواعی از هوش شامل، هوش اجتماعی، هوش فرهنگی، هوش عاطفی یا هیجانی، هوش بدنی، هوش موسیقیایی و هوش زبانی اشاره کرد.
اگر چه پژوهش‌های اولیه تمایل دارند به اینکه هوش را به گونه‌ای محدود، توان درک مفاهیم و حل مسائل در مجموعه‌های علمی تعریف کنند، اما در حال حاضر توافـق فزاینده ایی وجود دارد. در این باره که هوش می‌تواند از مکانهایی غیراز کلاس درس ظهور یابد علاقه فزاینده به موضوع هوش در جهان واقعی، و نه فقط محیطهای کلاس درس، انواع نوینی از هوش از جمله هوش فرهنگی را طرح کرده است.
چنین نکته ایی حائز اهمیت است که پیشرفتهای فردی و اجتماعی را محدود به مفاهیم پیوند خورده با هوش منطقی و ریاضی نداشته و با دقت بیشتری به افراد و جوامع موفق دستیابی به اهداف فردی وگروهی مشاهده کنیم که آنها را می‌توان به لحاظ هوش ریاضی و منطقی در سطوح متفاوتی طبقه بندی کرد.
بسیاری از سازمانهای قرن بیست و یکم چند فرهنگی هستند. این واقعیت سبب پویایی فراوان و روابط در محیطهای چند فرهنگی شده است، به نحوی که تفاوت در زبان، قومیت، سیاستها و بسیاری خصوصیات دیگر می‌تواند به عنوان منابع تعارض بالقوه ظهور کند، و در صورت نبود درک صحیح، توسعه روابط کاری مناسب را با مشکل مواجه سازد. (2006Triandis,).
این دشواریهای ادراکی سبب ارائه مفهومی نوین در مباحث شناختی شده است که با نام « هوش فرهنگی » شناخته می‌شود.
در شرایط کاری کنونی که تنوع و جهانی سازی به صورت فزاینده ایی رشد کرده است،این هوش قابلیت مهمی برای مراکز آموزش عالی « دانشگاهها، سازمانها، مدیران، اعضاء هیأت علمی دانشگاهها و کارکنان محسوب می‌شود.
2-2 هوش
هوش از جمله مفاهیمی است که درحوزه روانشناسی تعاریف متعددی از آن ارائه شده است. با وجود تعدد تعریفی که از هوش ارائه شده است و یا ویژگی‌های متعددی که برای افراد با هوش مورد شناسایی قرار گرفته است، اما می‌توان جهت گیری‌های واحد در آنها یافت.
احمدی و ماهر‌ (1385، ص181) مجموعه ایی از تعاریف طرح شده به ویژه توسط دانشمندان مختلف از نیمه اول قرن بیستم را گردآوری کرده اند. این تعاریف به شرح زیر هستند:
(1) هوش عبارت است از ظرفیت و توانایی یادگیری.
(2) هوش عبارت است از دانش پذیری و ظرفیت کسب آن.
(3) هوش عبارت است سازگاری فرد با محیط.
(4) هوش توانایی تفکر بر حسب ایده‌های انتزاعی است.
(5) هوش توانایی درک اشخاص و ایجاد رابطه با آنها (هوش اجتماعی)، توانایی درک اشیاء وکار کردن با آنها (هوش عملی) و توانایی درک نشانه‌های کلامی –ریاضی وکار با آنهاست.
(6) هوش عبارت است ازتوانایی فرد برای اینکه به طور هدفمند عمل کند، به طور منطقی بیندیشد و به طور مؤثر با محیط مبادله نماید...
پرسش اساسی که نظام‌های تعلیم و تربیت با آن روبه رو هستند این است که کدام تصور یا برداشت از هوش انسانی باید راهنما و هادی برنامه‌های درسی و جریان آموزش باشد. پاسخ به این پرسش را می‌توان از متن و بطن جهت گیری‌های آموزشی استخراج و درباره آن قضاوت کرد. بدین ترتیب و از دیدگاه نظریه هوش چندگانه باید گفت که متأسفانه برداشتی ناقص و محدوداز مفهوم، ماهیت وگستره ی هوش انسانی ‌هادی و الهام بخش اکثر برنامه‌های آموزشی در غالب نظام‌های آموزش وپرورش است.
هاروارد و گاردنـر،روان شناس معـاصر، برای نخستین بار در سال 1983، با انـتشار کتابـی با عنوان چارچوب‌های ذهن، نظریه هوش چندگانه، تلقی سنتی از هوش را به چالش کشیدند. این نظریه با تأخیری قابل توجه تنها در چند سال اخیر در کانون توجه دست اند کاران تعلیم و تربیت کشور قرار گرفته است، از این رو متأسفانه، منابع علمی موجود به زبان فارسی بسیار اندک و ناکافی است.
به اعتقـاد وی، تلقـی سنتی بـرای هـوش انسـانی ماهیتی سـاده، یکپارچه وتـک عاملی قائـل است و ریشـه در کوشش‌های ناظر به شناسایی عامل اصلی موفقیت تحصیلی دانش آموزان در اوائل قرن بیستم دارد (گاردنر،1990). این کوشش‌ها منجر به طراحی ابزاری موسوم به هوشبهر (IQ) شدکه به طرزی گسترده در نظام‌های آموزشی مورد استفاده قرار می‌گیرد. گاردنر با طرح این معنا که هوش دارای انواع، اشکال و مظاهر گوناگون است و تأکید براین واقعیت که آحاد انسان دارای نیمرخ‌های هوشی متفاوت هستند، مبداء تحرکات فکری‌ (نظری) و عملی گسترده‌ای در پاره‌ای از نظام‌های آموزش و پرورش در جهان شد که با تکیه بر مفهوم هوش چندگانه در جهت ایجاد تنوع و گونه گونی برنامـه‌های آموزشـی خود گـام برداشتـه اند.
2-3 ماهیت هوش انسانی، از گذشـته تا حال
گاردنر با نام بردن از افرادی همچون آلبرت انیشتین (فیزیکدان)، ویرجینیاولف (رمان نویس)، ایگوراستراوینسکی‌ (موسیقی دان وآهنگ ساز )، پابلو پیکاسو (نقاش)، ماراثا گراهام (متخصص کوریوگرافی )، ماهاتما گاندی‌ (سیاستمدار و مصلح اجتماعی )، زیگموند فروید‌ (روان شناس) این پرسش را مطرح می‌کند که از این میان آنها کدام یک با اهمیت تر و با هوش تر هستند ؟ (گاردنر،1990).
بر این اساس، می‌توان نام افراد متعدد دیگر همچون بتهوون، شکسپیر، داوینچی، میکل آنژ، باخ وعدهی کثیری از بر جستگان مشرق زمین مانند حافظ، مولانا، خوارزمی، ابوریحان، بوعلی سینا و... را با آن نام ها افزود. ویژگی مشترکین شخصیتها در ایفا کردن نقشی خطیر در تحول و پیشرفت تمدن انسانی است.
به عقیده گاردنر، هیچکدام از این افراد را نمی توان با دیگری مقایسه کرد. این مقایسه از آنجا که مستلزم پذیرش دیدگاه با تعریفی خاص از هوش است، البه عاقلانه نیست، چرا که با تغییر دیدگاه و تعریف طبیعتاً گزینش نیز تغییر خواهد کرد.