در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

مقدمه

هوش یکی از جذابترین و جالب  توجه ترین نیروهای روانی می باشد که جلوه های آن در موجودات مختلف به میزان متفاوت قابل نظاره می باشد و هر چند موجودات از تکامل بیشتری بهره مند باشند، از نظر هوشی نیز پشرفته تر هستند و به همان نسبت از پیچیدگی بیشتری نیز برخوردارند(نراقی و نادری، 1385، ص 45)

خصوصیاتی که با آزمونهای مختلف روانشناسی و گزارشهای مدراس در افراد تیز هوش ذکر گردیده، عبارتند از: قضاوت و استدلال صحیح و عالی، قوه ی ابتکار و ایجاد، علاقه به دانستن یا پیشی جستن، جستجو، پژوهش و تجربه، اعتماد به نفس و استقلال فکری، حسن همکاری و تکریم به دیگران، علاقه به درستی و حقیقت،  دور اندیشی، تدبیر و تکریم، علاقه به رهبری و پیشوائی و اظهار نظر، وجود وجدان اخلاقی، شادی ونشاط، عدم دلسردی و نشان دادن استقامت و پایداری در رسیدن به هدف یا مواجه شدن با ناکامی و بالاخره ادب و تواضع همه از صفات ویژه ی این افراد بوده می باشد که در مقایسه با افراد طبیعی مورد کنترل مشخص شده می باشد .(میلانی فر، 1386، ص 143- 142)

چنانچه در بالا تصریح شده می باشد ، وجود وجدان اخلاقی ، یکی از صفات افراد تیز هوش می باشد؛ مبحث اخلاقی و ارزشهای اخلاقی، به ویژه شکل گیری این ارزشها در کودکان و افراد اجتماع از مباحثی می باشد که مستقیماً با روانشناسی اجتماعی در ارتباط می باشد و در بسیاری از کتابهای روانشناسی اجتماعی فصل یا فصلهایی به آن اختصاص داده شده می باشد. (کریمی، 1384، ص 162)

در روانشناسی اجتماعی، مکاتب مختلفی به موضوع اخلاق توجه نشان داده و در آن زمینه به بحث و پژوهش پرداخته اند. مروری بر ادبیات اخلاق از نظر تاریخچه ای نشان می دهد که عامل کلیدی و اصلی در جهت دادن به بحث اخلاق در این مکاتب، عقیده ی زیر بنائی یا دیدگاه فلسفی آنها درمورد ی ماهیت بشر می باشد. (همان منبع، ص 162)

پاره ای از  افعال انسانی پیش روی افعال عادی و طبیعی «افعال اخلاقی » 1 نامیده می گردد. فرق فعل اخلاقی با دیگر کارها این می باشد که کارهای اخلاقی قابل ستایش و تحسین می باشد و بشر برای آن کارها ارزش قائل می باشد. قیمتی که بشر برای این کار ها قائل می باشد نه از نوع قیمت و ارزشی می باشد که برای کار یک کارگر قائل می باشد، زیرا کارگر، ارزش مادی ایجاد می کند و استحقاق مبلغی پول یا کالا را پیش روی کار خود پیدا می کند، کار اخلاقی یک نوع ارزش مافوق این ارزشها دارد که با پول و کالاهای مادی قابل تقدیر نیست.(مطهری، 1362، ص 6)

جامعه بنا به ضرورت خود، رفتار خاص و ارزشهای ویژه ای را به عنوان رفتارها و ارزشهای اخلاقی معین کرده و این گونه رفتارها به وسیلۀ والدین، مدرسه  و خود جامعه با بهره گیری از تشویق برای رفتاریهای مورد قبول، تنبیه برای رفتارهای خارج از هنجارهای اجتماعی و ارائه ی سرمشق و الگو برای شکل دادن به رفتارهای مذکور بهره گیری می نماید.(کریمی، 1384، ص 184)

آن چیز که مسلم می باشد اینکه اگر جامعه، شکل دهنده ی ارزشها و رفتارهای اخلاقی می باشد، آیا توجه فرد نسبت به نهادهای اجتماعی موجب تسهیل پذیرش ارزشهای اخلاقی خواهد بود و اگر هوش در وجود وجدان اخلاقی مؤثر می باشد، می توان بین هوش و نگرشهای اجتماعی ارتباط ای پیدا نمود؟ اینک در این پژوهش در پی آن هستیم که وضعیت نگرشهای اجتماعی، سطوح اخلاقی و میزان بهره ی هوشی دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و سرپل ذهاب را مطالعه و مقایسه کنیم.

 

اظهار مسئله

مطالعه ی نوشته های فلاسفه و دانشمندان قدیم نشان می دهد که بشر حتی از گذشته های بسیار  دور از تفاوتهای فردی آگاه بوده می باشد. چنانکه افلاطون در کتاب جمهوریت تفاوتهای فردی انسانها را مورد توجه قرار داده و گفته می باشد که هر فرد بایستی به شغلی متناسب با استعداها و توانائیهایش گمارده گردد. او در باره ی تفاوتهای افراد، در کتاب جمهوریت خود چنین گفته می باشد ؟ «اشخاص به گونه کاملاً یکسان به دنیا نمی آیند، بکله از نظر استعداد های طبیعی با یکدیگر تفاوت دارند، یک شخص برای نوع خاصی از شغل و دیگری برای شغلی دیگر متناسب می باشد .» (شریفی، 1385، ص 2)

هوش یک مفهوم انتزاعی می باشد و در واقع هیچ گونه پایه ی محسوس ، عینی و فیزیکی ندارد. هیچ نقطه ای در مغز بشر وجود ندارد که بتوان آن را جایگاه هوش دانست. اصطلاح هوش فقط نامی می باشد که به فرآیندهای ذهنی فرضی یا مجموعه ی رفتارهای هوشمندانه اطلاق می گردد و نظریه های هوش در اقدام نظریه های مربوط به رفتار هوشمندانه می باشد.(همان منبع، ص 3)

نظریه ی روان سنجی بر این فرضیه مبتنی می باشد که هوش یک سازه یا یک صفت می باشد و از این نظر بین افراد تفاوتهائی هست… اسپیرمن بر اثر پژوهشهای خود به این نتیجه رسید که هوش از یک عامل کلی و چند عامل اختصاصی تشکیل شده می باشد ثرستون برخلاف اسپیرمن اظهار داشت که هوش از هفت عامل جداگانه تشکیل شده می باشد … هالستید نظریۀ هوش زیستی را مطرح کرده می باشد به نظر وی تعدادی از کارکردهای هوش به نظام عصبی مربوطند و به گونه نسبی از تأثیر عامل فرهنگی مستقل اند. …کتل و هب به حوزه های معینی از هوش تأکید کرده اند که به گونه مستقیم به کارکرد مغز وابسته اند. هب آنرا هوش A می نامد و معتقد می باشد که مادر زادی و زیستی می باشد و مستلزم داشتن نظام عصبی سالم و با آزمونهای هوشی معمولی قابل اندازه گیری نیست. هوش سیال کتل نیز به هوش A شباهت دارد. هوش سیال، شخص را قادر می سازد که ارتباط ها، شباهتها، و تفاوتها را درک کند که آن هم به سلامت نسبی مغز و کارایی آن بستگی دارد و اکثراً غیر کلامی و مستقل از فرهنگ می باشد… پیاژه هوش را شکل خاصی از سازگاری شخص با محیط می دانست. لازمه ی سازگاری، تعامل کودک با محیط می باشد که در آن نیازهایش را در ارتباط عملی با انتظارهای محیط متناسب می کند. کودک به تدریج که رشد می یابد، بایستی همواره ساختهای روانی خود را از نوسازمان بدهد تا بتواند به گونه ای مؤثر با محیط برخورد کند. (همان منبع، صص 22و 23 و 24)

به نظر پیاژه رشد اخلاق درکودک دو مرحلۀ  مشخص را طی می کند که یکی مربوط به سنین( 9- 6) سال بوده و به «مرحله ی متابعت » 2 یا «قبول امر و نهی بزرگترها» معروف می باشد. پیش از این سنین اصولاً بحث درمورد ی اخلاق و انتظار رفتار اخلاقی از آنان بی مورد می باشد زیرا رشد عقلی کودک به مرحله ای نرسیده می باشد که بتواند ماهیت اعمال را از نظر درستی یا نادرستی مورد قضاوت قرار دهد. مرحله ی دوم که از نظر سنی، سنین (12- 9) سالگی را در بر می گیرد «مرحله ی استقلال » 3 یا خود مختاری اخلاقی نامیده شده می باشد. (کریمی، 1384، ص 169)

لورنس کولبرگ نیز مانند پیاژه به مرحله ای بودن رشد اخلاق معتقد می باشد. اما در نظر یه ی کولبرگ تفاوتهایی با نظریه ی پیاژه نظاره می گردد، نخست اینکه در اینجا رشد اخلاق برخلاف نظریه ی پیاژه تا سن حدود 12 سالگی کامل نمی گردد، بلکه کودک در این سن تازه در دوره ی اول رشد اخلاق که به نظر کولبرگ دوره ی «پیش اخلاقی » 4 یا « پیش عرفی» 5 می باشد، قرار دارد و رشد اخلاق تا سن 25 سالگی کامل نمی گردد. دوم در عوض رشد دو مرحله ای اخلاق در نظریه ی پیاژه ، در اینجا کودک بایستی از سه دوره و شش مرحله بگذرد تا از نظر اخلاقی به کمال برسد. (همان منبع، صص 172 و 173)

آنگونه که از مطالب ارائه شده می توان استنباط نمود، مثل اینکهً معتقدان به دیدگاه شناختی بین رشد عقلی (که در بعضی تعابیر همان هوش تلقی می گردد) و رشد اخلاقی ارتباط قائلند. مثلاً در دیگاه پیاژه که معتقد می باشد پیش از سنین 9- 6 سالگی نباید انتظار درک مفاهیم اخلاقی را از کودک داشت زیرا «سن عقلی وی هنوز به مرحله ای نرسیده می باشد که بتواند ماهیت اعمال را از نظر درستی و نادرستی مورد قضاوت قرار دهد.» تصریح به سن عقلی این استنباط را تأیید می کند. از طرفی در تعریف پیاژه از هوش، آنرا شکل خاصی از سازگاری با محیط می داند، و لازمه ی سازگاری را تعامل با محیط. تعامل با محیط، همان تعامل متقابل با نهادهای اجتماعی نیز  می تواند باشد، و اینکه کودک درجریان رشد بایستی همواره ساختهای روانی خود را از نو سازمان بدهد. این ساختارهای روانی نیز  می تواند نگرشهای فرد، تعریف گردد. به گونه کلی می توان چنین استنباط کردکه روان شناسان شناختی بین هوش و رشد اخلاقی و  تأثیر اینها بر نگرشهای فرد، به شکلی  نامحسوس عقیده دارند که به صورت مدون ارائه گردیده می باشد.

گروهی عقیده دارند که خداوند متعال ، نیروئی در درون بشر قرار داده می باشد که تکلیف را به بشر الهام می کند و درکارهای اخلاقی، از درون بشر به او فرمان می دهد، این نیرو نه عاطفه می باشد، آنچنان که اخلاق هندی و مسیحی می گوید، و نه عقل و اراده می باشد، آنچنان که فیلسوفان می گویند، …  این مسئله در جهان مطرح می باشد و تجربیات بشر می باشد و از ابتدای خلقت، این ها به هیچ شکی در وجود بشر نبوده می باشد و بشر اینها را فقط از راه حواس بدست آورده می باشد یا نه، یک سلسله احکام از آغاز همراه ذهن بشر در نهاد و در ذهن بشر هست؟ گروهی، هم در گذشته و هم در حال معتقد بوده و هستند که درذهن بشر، هیچ چیزی وجود ندارد و فقط همان چیزهائی هست که از همین دروازه های حواس وارد ذهن شده اند، ذهن بشر از نظر این افراد حکم یک انباری را دارد که ابتداء خالی محض بوده می باشد و از درهای حواس، اشیائی به این انبار ریخته می گردد و انبار پر می گردد، گروه دیگری از فلاسفه کسانی هستند که می گویند آن چیز که در ذهن می باشد بر دو بخش می باشد: بخشی از آن ها از روزنه های حواس ظاهری آمده اند و پاره ای از آنها قبل از حس و احساس در ذهن انسانها وجود داشته می باشد.(مطهری ،1362، صص 31 و 35)

از مطالب ارائه شده در بالا از شهید مطهری هم این مسئله به ذهن می آید که آیا این نیروی از قبل موجود در ذهن بشر که افعال اخلاقی به آن بسته می باشد، می تواند عقل یا به تعبیری هوش باشد؟

از آنجا که اصطلاح توجه از نظر روان شناسان معانی مختلفی دارد، جای تعجب نیست اگر در روانشناسی به تعریفهای گوناگونی از این مفهوم بربخوریم… در تعریفی از فریدمن و همکاران (1970) چنین ارائه گردیده می باشد: « توجه ، نظام بادوامی می باشد که شامل یک عنصر شناختی، یک عنصر احساسی، و یک تمایل به اقدام می باشد» روی هم رفته، تعریف سه عنصری توجه، تعریفی می باشد که بیشتر روان شناسان اجتماعی روی آن اتفاق نظر دارند…. علاوه بر عناصر، توجه دارای سه ویژگی می باشد. نخست اینکه بر نظری شامل یک شیء ، شخص، رویداد یا موقعیت می باشد. دوم آنکه نگرشها معمولاً ارزشیا بانداند. و سوم آنکه نگرشها معمولاً دارای ثبات و دوام قابل توجهی هستند… از میان عناصر تشکیل دهنده نگرشها، عنصر عاطفی و از میان ویژگیها، ویژگی ارزشیابی کردن مهم ترین مؤلفه های نگرشها را تشکیل می دهند.(کریمی، 1384، صص 220 و 221)

مهمترین ویژگی نگرشها ، ویژگی ارزشیابی کردن می باشد با ارزشیابی کردن مبتنی بر ارزشهای اخلاقی مورد پذیرش فرد می باشد، و مهمترین عنصر تشکیل دهنده ی نگرشها، عنصر عاطفی می باشد؛ حال در بعضی تعابیر از اخلاق، عامل برانگیزاننده ای افعال اخلاقی را عاطفه می دانند، مانند؛ اخلاق هندی و مسیحی . حال با در نظر داشتن این منظر گاه ، می توان بین اخلاق و رشد اخلاقی فرد و نگرشهای وی به نهادهای اجتماعی ارتباط مستقر نمود؟

در هر حال در این پژوهش، ما در پی مطالعه و مقایسه ی وضعیت نگرشهای اجتماعی ، سطوح اخلاقی و میزان بهره هوشی دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و سرپل  ذهاب هستیم، و به نظر می رسد با در نظر داشتن مطالب ارائه شده تاکنون این مسئله دارای اصالت علمی می باشد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

 

 

ضرورت و اهمیت پژوهش

عصر امروز عصر اطلاعات و تکنولوژی می باشد، و جامعه ای که از تکنولوژی و اطلاعات برتر برخوردار باشد، جامعه ای موفق تر خواهد بود، و همین امر موجب در نظر داشتن اشخاص شده می باشد که تحت عنوان نوابغ و تیزهوشان موجب ارتقاء علمی و فنی جامعه ی خود خواهند گردید. از طرفی در جهان کنونی، ما در دهکده ای جهانی به سر می برم که جوامع مختلف با قومیتها و ملیت های متفاوت ناگزیر از ارتباط با یکدیگرند. ارتباط این جوامع با یکدیگر گاهاً به شکل تنازع بر سر حفظ ارزشهای اجتماعی جامعه ی خود می باشد، از طرفی در عصر حاضر بیش از هر عصر دیگری به مفاهیمی زیرا حقوق بشر و ارزشهای اخلاقی جهانی توجه گردیده می باشد. این وضعیت بینابین فرد بین ارزشهای اخلاقی  جامعه ی خود و ارزشهای جامعه ی جهانی، همراه با تأکید بر   توانمندی های ذهنی افراد برای کسب موقعیت برترو اهمیت این موقعیت در حفظ ارزشها، وضعیت روانی – اجتماعی خاصی را فراهم آورده می باشد که موجب پیدائی نگرشهای نوینی در افراد می گردد.

جامعه ی ایرانی، جامعه ای مبتنی بر معیار ارزشهای اخلاقی – اسلامی می باشد که از سوئی با تأکید بر شیوه های خاص تعامل اجتماعی و از سوئی دیگر پیوند با مسائل مذهبی و دینی و اخروی افراد، شکل خاصی از نگرشهای اجتماعی را پدید آورده می باشد که وضعیت خاصی از تعامل و تقابل با ارزشهای جهانی عصر حاضر را فراهم آورده می باشد. پرسش ما، در پژوهش حاضر، یافتن ارتباط بین نگرشهای اجتماعی افراد و اخلاق و بهره ی هوشی می باشد. با در نظر داشتن اهمیت حفظ ارزشهای اخلاقی در جامعه، جهت تحکیم و حفظ بقای جامعه، در عین تعامل با دیگر جوامع، و با تأکید بر برتری منزلت بر دیگر جوامع، ضرورت انجام چنین پژوهشی را به خوبی تبئین می نماید و اینکه این پژوهش را در سطح دانشجویان دختر انجام داده ایم، می تواند به این علت باشد که اولاً، جامعه ی دانشجوئی در یک قرن اخیر، بویژه در چند دهه ی گذشته، منشاء بسیاری از تحولات اجتماعی ، سیاسی، فرهنگی بوده اند، و ثانیاً ، دختران با قرار گرفتن در تأثیر مادری، تأثیر به سزائی در ایجاد نگرشهای اجتماعی و اخلاقی خاص در نسل بعدی، بازی می کنند.

لذا با در نظر داشتن مطالب ارائه گردیده، پرواضح می باشد که لازم است به این مسئله پژوهشهای مشابهی پرداخته گردد.

 

 

اهداف پژوهش

هدف کلی: مطالعه  و مقایسه ی وضعیت نگرشهای اجتماعی، سطوح اخلاقی و میزان بهره ی هوشی دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و سرپل  ذهاب سال تحصیلی 88- 1387.

اهداف جزئی:

1- مطالعه ارتباط  بهره ی هوشی با سطوح اخلاقی در بین دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و سرپل  ذهاب

2- مقایسه ی وضعیت نگرشهای اجتماعی در بین دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و سرپل  ذهاب

3- مقایسه میزان بهره ی هوشی در بین دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب با میزان بهره ی هوشی دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور سرپل  ذهاب

4- مقایسه وضعیت سطوح اخلاقی در بین دانشجویان دختر دانشگاه سرپل  ذهاب با سطوح اخلاقی در بین دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب

5- مطالعه ارتباط سطوح اخلاقی با وضعیت نگرشهای اجتماعی در بین دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و سرپل  ذهاب

6- مطالعه ارتباط وضعیت نگرشهای اجتماعی با میزان بهره ی هوشی در بین دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و سرپل  ذهاب

 

سؤالات پژوهش:

1- آیا بین میزان بهره ی هوشی با سطوح اخلاقی در بین دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و سرپل  ذهاب، ارتباط هست؟

2- وضعیت نگرشهای اجتماعی در بین دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب در مقایسه با دانشجویان دختر دانشگاه سرپل  ذهاب چگونه می باشد؟

3- میزان بهره ی هوشی در بین دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب در مقایسه  با میزان بهره ی هوشی دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور سرپل  ذهاب چگونه می باشد؟

4- وضعیت سطوح اخلاقی در بین دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب در مقایسه با دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور سرپل  ذهاب چگونه می باشد؟

5-  آیا بین سطوح اخلاقی با وضعیت نگرشهای اجتماعی ِ دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و سرپل  ذهاب ارتباط هست؟

6- آیا بین وضعیت نگرشهای اجتماعی با میزان بهره ی هوشیِ دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و سرپل  ذهاب ارتباط هست؟

7- آیا نوع نگرشهای اجتماعی دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب با دانشجویان دختر سرپل ذهاب متفاوت می باشد؟

8- آیا سطح اخلاقی دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب از دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور سرپل ذهاب بالاتر می باشد؟

9- آیا میانگین بهره ی هوشی  دانشجویان دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب از دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور سرپل ذهاب بیشتر می باشد؟

 

 

فرضیات پژوهش:

1- بین میزان بهره ی هوشی با سطوح اخلاقی در بین دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و سرپل  ذهاب، ارتباط  معنا دار هست.

2- بین وضعیت نگرشهای اجتماعی در بین دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و دانشجویان دختر دانشگاه سرپل  ذهاب  تفاوت معنا دار هست.

3- بین میزان بهره ی هوشی دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب ودانشجویان دختر دانشگاه پیام نور سرپل  ذهاب تفاوت معنا دار هست.

4- بین سطوح اخلاقی در بین دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور سرپل  ذهاب تفاوت معنا دار هست.

5-  بین سطوح اخلاقی با وضعیت نگرشهای اجتماعی دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و سرپل  ذهاب،  ارتباط هست.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

6- بین وضعیت نگرشهای اجتماعی با میزان بهره ی هوشیِ دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و سرپل  ذهاب، ارتباط هست.

7- نوع نگرشهای اجتماعی دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب با دانشجویان دختر سرپل ذهاب متفاوت می باشد.

8- سطح اخلاقی دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب از دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور سرپل ذهاب بالاتر می باشد.

9- میانگین بهره ی هوشی دانشجویان دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب از دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور سرپل ذهاب بیشتر می باشد.

***ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد

یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود می باشد***

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

زیرا فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به گونه نمونه)

اما در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود می باشد

تعداد صفحه :173

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان

 

 

***

—-

پشتیبانی سایت :        ———-        serderehi@gmail.com