ا اثرات مفيد مي باشد. محققان خواص متعددي درماني از قبيل، ضد اضطراب، ضد افسردگي،ضد چربي، ضد التهابي، ضد اسپاسم، ضد درد، ضد باكتري، ضد انگل، ضد ويروس، آرام بخش، کاهش خفيف کلسترول، کاهش کورتيزول و آنتي اكسيداني را از اين گياه با ارزش گزارش كردند(26-28).
کورتيزول
کورتيزول يا هيدروکورتيزون6‏ معروفترين گلوکوکورتيکوئيد بدن است که از غده فوق کليوي ترشح مي‌شود و فرمول شيميايي آن C21H30O5 است. کورتيکواستروئيدها در بخش قشري غده فوق کليوي ساخته مي‌شوند. به علت افزايش کورتيزول در موقعيتهاي فشارآفرين و استرس زا و تاثير در فعاليتهاي سوخت و سازي آن را هورمون فشاري يا استرس هورمون مي نامند(7, 36). دراين تحقيق سطح کورتيزول با نمونه برداري از سرم خون آزمودني ها اندازه گيري شد.
لاکتات
اسيد لاکتيک7 يک آلفاهيدروکسي اسيد کايرال است که يکي از فراورده‌هاي سوخت وساز قندها در بافت هاي انسان بوده و فرمول شيميايي آن “C3H6O3” است. در PH بدن، اسيد لاکتيک به شکل يوني آن يعني لاکتات ( C3H5O3 ) وجود دارد. لاکتات از پيرواتي به وجود مي آيد که بر اثر گليکوژنوليز يا تجزيه گلوکز توليد مي شود. (37). دراين تحقيق سطح لاکتات با نمونه برداري از پلاسماي خون آزمودني ها اندازه گيري شد.
حداکثر اکسيژن مصرفي 8
حداکثر ظرفيت مصرف اکسيژن هنگام ورزش بيشينه يا اوج مصرف اکسيژن تحت عنوان حداکثراکسيژن مصرفي ناميده ميشود. از نظر فيزيولوژي، حداکثر اکسيژن برداشتي را آمادگي هوازي تعريف مي کنند. متداولترين شاخص براي اندازه گيري امادگي قلبي – تنفسي اندازه گيري حداکثر اکسيژن مصرفي است. حداکثر اکسيژن مصرفي به طور کلي در رابطه با وزن بدن و به صورت ميلي ليتر اکسيژن به ازاي هر کيلوگرم از وزن بدن در دقيقه بيان ميشود (ml.kg.min)(38). دراين تحقيق حداکثر اکسيژن مصرفي با انجام آزمون بروس بر روي نوار گردان اندازه گيري شد.

مباني نظري تحقيق

در اين فصل مباحث عمده و مهم در حيطه هاي تمرين هوازي (سازگاريها و عوامل تاثيرگذار) کورتيزول، لاکتات و اسطوخودوس و ارتباط آنها با ورزش بيان شده است، تا مباني نظري تحقيق در اختيار خواننده قرار گيرد.
2-1) تمرين هوازي
تمريني که با اجراي آن، کارآيي دستگاههاي توليد انرژي به روش هوازي، افزايش يابد و باعث افزايش استقامت قلبي تنفسي شود. يکي از اصول اساسي تمرين هوازي مداومت آن است. در افراد سالم تمرين هوازي براي داشتن تندرستي يک بخش ارزشمند در زندگي و براي ورزشکاران بخش جدانشدني برنامه هاي تمريني آنها است. آمادگي به دست آمده از تمرين هوازي ذخيره نمي شود و با کنار گذاشتن آن آثار اين تمرينات از بين مي رود. تحقيقات نشان داده است ورزشکاراني که در حال حاضر غير فعال هستند سطح آمادگي هوازي بهتري نسبت به افراد غير ورزشکار ندارند، بنابراين تنها افرادي که داري تمرين هوازي مداوم هستند مي توانند از مزاياي اين تمرينات برخوردار باشند. شروع آهسته و پيشرفت تدريجي يکي از اصول تمرينهاي هوازي است(35).
2-1-1) شدت تمرين
آمادگي قلبي تنفسي با تمريناتي که شدت آن 50 تا 85 درصد حداکثر اکسيژن مصرفي باشد، کسب خواهد شد. شدت فعاليت بايد متناسب با مدت آن باشد، به گونه اي که فرد حداقل 200 تا 300 کيلو کالري در هر جلسه مصرف کند وضمن افزايش امادگي قلبي تنفسي وزن خود را نيز کنترل کند(35, 39).

2-1-2) مدت و تکرار تمرين
مدت يک جلسه تمرين بستگي به شدت فعاليت بدني دارد، وقتي حداقل شدت مورد نظر است مجموع کار انجام شده در يک جلسه، مهمترين عامل تعيين کننده کسب آمادگي قلبي تنفسي است. 3 تا 4 جلسه تمرين در هفته براي کسب آمادگي قلبي تنفسي در افراد معمولي کافي است، اما اين ميزان براي افراد ورزشکار استقامتي مي تواند بيشتر از 4 جلسه تمرين در هفته باشد. توصيه مي شود که براي کاهش آسيب ديدگي، تمرين به صورت يک روز در ميان انجام شود(35, 40, 41).
2-1-3) انواع تمرينات ورزشي هوازي
يکي از ساده ترين و مطمئن ترين فعاليتهاي حرکتي راهپيمايي9 است و از نظر تعداد افرادي که به آن مي پردازند رتبه اول را در جهان دارد. شدت فعاليت در راهپيمايي با توجه به سطح آمادگي افراد بين 60 تا 80 درصد حداکثر ضربان قلب و يا 55 تا 70 در صد حداکثر اکسيژن مصرفي است. با توجه به ماهيت اين فعاليت افراد غير فعال که قصد حفظ يا افزايش ظرفيت هوازي و تندرستي عمومي خود را دارند مي توانند از اين نوع تمرين استفاده کنند(35). متداولترين فعاليتي که به منظور افزايش آمادگي عمومي و تندرستي مورد استفاده قرار مي گيرد دويدن10 است و در بسياري از ورزشها براي افزايش و حفظ آمادگي جسماني ورزشکاران کاربرد دارد. دويدن همانند راهپيمايي مي تواند کل عضلات بزرگ بدن را فعال کند و هچنين همان مزاياي راهپيمايي را در بر دارد(35, 42).
شنا کردن11 هم در افزايش سطح امادگي قلبي-تنفسي موثر است و همان مزاياي فيزيولوژيک دويدن را دارد، اما داراي تفاوتهاي است. نخستين تفاوت اينست که در شنا علاوه بر صرف انرژي براي حرکت دادن دست و پا مقداري انرژي بايد صرف شناوري در آب شود. همچنين نيروي مقاومت آب نيز باعث مي شود که فرد براي شنا کردن انرژي بيشتري را مصرف کند. از اين رو برآورد شده است، در يک مسافت مشخص در شنا کردن تقريبا 4 برابر دويدن انرژي مصرف مي شود. همچنين تفاوت ديگر پايين بودن ضربان قلب هنگام شنا نسبت به دويدن است، علت آن حرارت پايين بدن در آب، حفظ آب بدن و در نهايت بيشتر بودن حجم ضربه اي است. همچنين به دليل اينکه فشار بر روي مفاصل در شنا کمتر از دويدن است، براي افزايش سطح آمادگي جسماني افراد داراي آسيب ديدگي مفاصل توصيه مي شود(35, 43). يکي ديگر از فعاليتهاي ورزشي هوازي دو چرخه سواري است که براي تمامي سنين ساده و لذتبخش است. دوچرخه سواري همانند دويدن و شنا کردن بسياري از واکنشهاي فيزيولوژيک بدن همچون قدرت، استقامت و کنترل وزن را در پي دارد. نتايج تحقيقات نشان مي دهد که دوچرخه سواري هيچ نوع آسيب فرسايشي ندارد، بنابراين ورزشکار به طور مداوم مي تواند از دوچرخه سواري هنگام آسيب ديدگي استفاده کند. صرف نظر از انتخاب دوچرخه ثابت يا متحرک براي افزايش امادگي قلبي تنفسي اصل تداوم تمرين بايد اجرا شود. شدت تمرين نيز بايد با توجه به سطح آمادگي شخص بين 50 تا 85 درصد حداکثر اکسيژن مصرفي شخص باشد و مدت آن حداقل 20 دقيقه باشد(35, 44). يکي ديگر از ورزشهاي هوازي طناب زن12 است که در ضمن سادگي يادگيري اجرا بسيار کم هزينه و ارزان قيمت است. طناب زدن در تمام حيطه هاي آمادگي جسماني بويژه در افزايش استقامت قلبي -تنفسي موثر است. به علت پرشهاي متوالي در اين فعاليت احتمال ناراحتي استخواني و مفصلي براي افراد مبتدي وجود دارد لذا بايد به صورت تدريجي شروع شود. اين فعاليت ضربان قلب را بالا مي برد در نتيجه در طولاني مدت باعث افزايش استقامت قلبي-تنفسي مي شود، همچنين استقامت عضلاني را نيز افزايش مي دهد. که اين دو موضوع باعث مي شود که دستگاه عضلاني فعاليت طولاني مدت را با کمترين فشار و خستگي تحمل کند(35). به جلسات نسبتا شديد و طولاني مدت بالا و پايين رفتن از پله، پله هوازي13مي گويند، که مي توان از پله يا سکويي با ارتفاع 10 تا 20 سانتيمتر استفاده کرد. شدت فعاليت پله با تغير ارتفاع پله و يا آهنگ حرکت، تنظيم مي شود(35, 42). فعاليتهاي هوازي بسيار گسترده اند و در واقع هر گونه فعاليتي حتي تمرينات دايره اي و اسکيت سواري اگر ضربان قلب را به مدت طولاني در حد بالا نگاه دارند، مي توانند تمرين هوازي محسوب شوند(35).
2-1-4) عوامل تاثير گذار
عوامل زير ممکن است در واکنش افراد نسبت به تمرين هوازي اثر داشته باشد:
سطح آمادگي و اکسيژن مصرفي بيشينه
براي يک برنامه تمريني يکسان، هرچه سطح آمادگي اوليه بيشتر باشد پيش رفت نسبي کمتر است. يا به عبارت ديگر، اگر دو شخص يکي غير فعال و ديگري تمرين کرده باشد و هر دو برنامه تمريني يکساني را انجام دهند، پيشرفت نسبي بيشتري در شخص غير فعال ديده مي شود(10, 38).
وراثت
مقدار حداکثر اکسيژن مصرفي به محدوديت هاي ژنتيکي بستگي دارد. وراثت نقش مهمي در تعيين توان هوازي دارد و تغييراتي حدود %25 تا 50% حداکثر اکسيژن مصرفي را تعيين مي کند. تمرين پذيري افراد يا عدم آن به فعاليتهاي يکسان تا حدود زيادي به وراثت ارتباط دارد(10, 38, 45).
جنسيت
حداکثر اکسيژن مصرفي زنان و دختران تمرين نکرده خيلي کمتر از پسران و مردان تمرين نکرده است. اما حداکثر اکسيژن مصرفي زنان تمرين کرده استقامتي که در اوج آمادگي هستند بسيار به حداکثر اکسيژن مصرفي مردان ورزشکار نزديک مي باشد(10, 38, 45).
2-1-5) سازگاريهاي تمرينات هوازي
بهبود استقامت همراه با تمرين هوازي منظم مثل شنا، دوچرخه سواري و دويدن در اثر سازگاريهاي متعددي است که در پاسخ به محرک هاي تمرين ايجاد مي شود.
الف) سازگاري هاي عضلاني
فعاليتهاي هوازي به ميزان زيادي تارهاي کند انقباض را درگير مي کند، که در نتيجه تارهاي کند انقباض با تمرين بزرگتر مي شوند. اينگونه به نظر مي رسد در درصد تارهاي کند انقباض افزايش کمي ايجاد گردد. اما تمرين استقامتي باعث مي شود تارهاي تند انقباض نوع b ويژگي هاي بيشتري از تارهاي تند انقباض نوع a که هوازي تر هستند را کسب کنند(10, 46). تمرين هوازي تعداد مويرگها را در هر تار عضلاني زياد مي کند و نيز تعداد مويرگها را در يک سطح مقطع عضله افزايش مي دهد. هر دو اين تغييرات تزريق خون در عضلات را افزايش مي دهد و از اين طريق تبادل گازها، مواد غذاي و زائد را بين خون و تار عضلاني افزايش مي دهد(38).
ميوگلوبين ترکيبي مشابه هموگلوبين دارد و با اکسيژني که وارد تار عضلاني شده است پيوند برقرار مي کند. با تمرين استقامتي ذخيره ميوگلوبين عضله در حدود 75 تا 80 درصد افزايش مي يابد. ميزان ميوگلوبين در تارهاي کند انقباض بيشتر از تارهاي تند انقباض است(10, 38). توليد انرژي هوازي در ميتوکندري هاي سلول انجام مي گيرد. تمرين استقامتي موجب افزايش تعداد و افزايش اندازه ميتوکندري ها مي شود، که افزايش مصرف اکسيژن و توليد ATP از طريق اکسيداسيون هوازي را به دنبال دارد(47). تغيرات ميتوکندري به دنبال فعاليت هوازي منجر به افزايش فعاليت آنزيم هاي اکسايشي مي شود. سيترات سينتاز14 و سوکسينات دي هيدروژناز15 از آنزيمهاي مهم و کليدي اکسايشي هستند(7, 47).
ب) سازگاريهاي قلبي – عروقي
تأثير تمرينات هوازي بر ديواره هاي قلب نشان مي دهد اين گونه تمرينات موجب اعمال بار حجمي بر قلب، افزايش حفره هاي قلبي به ويژه بطن چپ و توأم با آن افزايش نسبي ديواره هاي قلبي مي شوند. افزايش در ابعاد بطن چپ تا حد زيادي به دليل افزايش حجم پلاسما در اثر ورزش است، که باعث افزايش حجم پايان دياستولي16 بطن چپ مي شود. همچنين کاهش ضربان قلب در حالت استراحت و در هنگام فعاليت در اثر تمرينات استقامتي باعث افزايش مدت پر شدگي دياستولي مي گردد(48-50). در نتيجه هيپرتروفي عضله قلبي و افزايش کشش بطني ناشي از پرشدن بيشتر در زمان دياستول اتفاق مي افتد که باعث برگشت ارتجاعي قوي تر مي شود ( مکانيزم فرانک استارلينگ)(10, 38). افزايش در ابعاد بطن چپ، افزايش حجم خون و کاهش مقاومت محيطي سيستميک در نتيجه تمرين استقامتي، حجم ضربه اي (SV) حالت استراحت، زيربيشينه و بيشينه را افزايش مي دهد. افزايش حجم ضربه اي ناشي از تمرين هم در تمرينات استاندارد زير بيشينه و هم در تمرينات بيشينه مشاهده شده است(51-53). ضربان قلب حالت استراحت در نتيجه تمرين استقامتي به طور قابل توجهي کاهش مي يابد. ضربان قلب در هنگام تمرين زير بيشينه با توجه به سطح آمادگي هوازي فرد کاهش مي يابد. ضربان قلب بيشينه در نتيجه تمرين بدون تغيير مي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید