با عنوان : فلسطین در تکاپوی دولت شدن

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد تهران مرکزی

دانشکده­ی حقوق-گروه حقوق

پایان نامه برای دریافت درجه­ی کارشناسی ارشد (M.A)

گرایش: بین الملل

عنوان:

فلسطین در تکاپوی دولت شدن

استاد راهنما:

دکتر علیرضا ظاهری

استاد مشاور:

دکتر رضا موسی زاده

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی گردد

تکه هایی از متن به عنوان نمونه : (ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

اظهار مسئله

پس از جنگ جهاني دوم کميته ويژه‌اي در سازمان ملل متحد در مورد فلسطين[1] تشکيل گردید. اين کميته پس از انجام مطالعه‌های لازم، پيشنهاد نمود که سرزمین فلسطين به دو دولت عربي و يهودي تقسيم گردد و بيت المقدس تحت نظارت یک رژیم بين المللي اداره گردد. در سال 1947 که قطعنامه 181 موسوم به قطعنامه تقسيم صادر گردید، دولت ملي يهود نسبت به آن ابراز تمايل و رضايت نمود و به سرعت به عنوان يک دولت، به سازمان ملل متحد درخواست عضويت داد. در خواست مزبور طي قطعنامه 69 مورخ 4 مارس 1949 به تصويب رسيد و اسرائيل به عنوان دولتي صلح جو که قادر به ايفاي تعهدات منشور و آثار آن می باشد به عضويت ملل متحد در آمد.

 اما از همان دوران رژیم اسرائیل و متحد اصلی اش ایالات متحده آمریکا با کارشکنی‌های مختلف مانع از مطرح شدن فلسطین به عنوان یک دولت مستقل در جامعه بین‌المللی و متعاقبا عضویتش در ملل متحد شدند.

در سال 1988شورای ملی فلسطین، به نمایندگی از سوی مردم فلسطین، استقلال فلسطین را اعلام نمود. در اعلامیه استقلال فلسطین «تشکیل دولت فلسطین در سرزمین فلسطین به پایتختی بیت‌المقدس» اعلام شده بود. متعاقب صدور این اعلامیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه شماره 177/43 «اعلام دولت فلسطین توسط شورای ملی فلسطین در 15 نوامبر 1988 را مورد تصدیق» قرار داد و بر دولت بودن فلسطین صحه گذاشت. اعلامیه 1988در واقع تاکیدی مجدد بر وضعیت از پیش موجود دولت بودن فلسطین بود. مطالعه مستندات تاریخی نیز نشان می‌دهد که جامعه بین‌المللی و حتی ایالات متحده آمریکا از بعد از فروپاشی امپراطوری عثمانی فلسطین را یک دولت مستقل تلقی می‌نموده می باشد. اما نکته عجیب اینجاست که سازمان ملل متحد با رد درخواست پذیرش عضویت فلسطین به عنوان یک دولت مستقل در سال 2011، در حقیقت مفاد قطعنامه 177/43 را زیرپا گذاشت. این در حالی می باشد که مطالعه حقوقی عناصر چهارگانه دولت شدن مندرج در کنوانسیون 1933 مونته ویدئو در مورد فلسطین نشان می‌دهد که‌این موجودیت بین‌المللی واجد شرایط چهارگانه مذکور یعنی دارا بودن جمعیت همیشگی، سرزمین، حکومت و حاکمیت می‌باشد. هرچند سازمان ملل متحد تحت فشار بعضی کشورهای قدرتمند نتوانست فلسطین را به عنوان یک دولت مستقل به عضویت بپذیرد، اما با تصویب قطعنامه 19/67 در مجمع عمومی ملل متحد که در آن فلسطین به عنوان یک دولت ناظر غیر عضو ملل متحد به رسمیت شناخته شده بود، بار دیگر بر دولت بودن فلسطین تاکید نمود.

در این پژوهش ضمن مطالعه ماهیت حقوقی دولت فلسطین و بحث مفصل در خصوص دولت بودن یا نبودن آن اغز منظر حقوق بین‌الملل، معیارها و رویه‌های سازمان ملل متحد برای پذیرش اعضای جدید را مورد مطالعه قرار خواهیم داد و کارنامه ملل متحد در زمینه مطالعه درخواست مطرح شده از سوی فلسطین برای عضویت در این سازمان را ارزیابی خواهیم نمود.

پرسش‌های پژوهش

پرسش اصلی: آیا فلسطین از منظر موازین حقوق بین‌الملل یک دولت می باشد؟

پرسش فرعی اول: معیارهای دولت بودن در حقوق بین‌الملل چیست؟

پرسش فرعی دوم: آیا فلسطین از نظر جامعه بین‌المللی به عنوان یک دولت شناخته می گردد؟

پرسش فرعی سوم: رویه سازمان ملل متحد در زمینه پذیرش عضویت کشورها چیست؟

پرسش فرعی چهارم: آیا بر اساس معیارهای مندرج در منشور ملل متحد فلسطین شرایط عضویت سازمان ملل متحد را دارد؟

پرسش فرعی پنجم: آیا عملکرد سازمان ملل و شورای امنیت در قبال درخواست عضویت فلسطین منطبق با معیارهای منشور بوده می باشد؟

فرضیه

فرضیه‌ای که در این پژوهش به دنبال اثبات آن هستیم این می باشد که فلسطین واجد شرایط مقرر در حقوق بین‌الملل برای دولت شدن می باشد.

فرض فرعی پژوهش نیز این می باشد که فلسطین با در نظر داشتن دولت شدن، شرایط مقرر در منشور ملل متحد را دارد و می تواند به عضویت سازمان ملل متحد و همچنین سازمان بین المللی دیگر درآید. فرض فرعی دیگر این می باشد که دولت فلسطین از سوی اکثریت اعضای جامعه بین المللی مورد شناسایی قرار گرفته می باشد.

پیشینه پژوهش

با تدقیق در سابقه پژوهش حاضر، بایستی اذعان نمود منابع و کتبی که به زبان فارسی به مسئله فلسطین از این منظر پرداخته باشند، بسیارمحدود اند. علی رغم اینکه کتب تخصصی حقوق بین‌الملل کم و بیش راجع به معیارهای عمومی دولت شدن و پذیرش عضویت کشورها در سازمان ملل پرداخته‌اند[2]، اما در خصوص پرونده مورد مطالعه یعنی دولت بودن فلسطین با کمبود منابع فارسی مواجه‌ایم. تنها یک مقاله با عنوان «عضویت فلسطین در سازمان ملل متحد از منظر حقوق بین‌الملل»[3] چاپ شده که موضوع اصلی آن طریقه عضویت فلسطین در سازمان ملل متحد می باشد و تصریح چندانی به بحث دولت شدن فلسطین نکرده می باشد. نویسنده در این مقاله با طرح ایرادات حقوقی عضویت فلسطین در سازمان ملل متحد، علاوه بر طرح بعضی ایرادات وارده به درخواست محمود عباس به سازمان ملل متحد، نگاهی نیز به ماهیت حقوقی تشکیلات خودگردان فلسطین انداخته می باشد.

در ارتباط با منابع انگلیسی که بعضا به نحو مطلوبی به ابعاد حقوقی دولت شدن و عضویت فلسطین پرداخته بودند، به یک کتاب و چند مقاله مهم دست یافتم که به صورت کوتاه به آنها تصریح می‌کنم:

کتاب «دولت شدن فلسطین: حقوق بین‌الملل در مناقشه خاورمیانه[4]»: نویسنده در این کتاب به دنبال اثبات دولت بودن فلسطین می باشد. کتاب قصد دارد این موضع را تقویت کند که فلسطین از 400 سال قبل به‌این سو که تحت خلافت امپراطوری عثمانی بوده و همچنین از اواسط قرن بیستم و پس از ایجاد نظام نمایندگی جامعه ملل در ارتباط با اسناد حقوقی و نهادهای بین‌المللی همانند یک دولت اقدام کرده و مورد رفتار قرار گر فته می باشد. در این کتاب تحلیلی حقوقی در مورد حقوقی اسناد، آرای دادگاه‌ها و نظرات مشورتی مرتبط با موضوع دولت شدن به گونه کلی و فلسطین به گونه خاص ارائه شده می باشد. این کتاب در سال 2010 چاپ شده می باشد، اما نگارنده علیرغم جستجوهایی که انجام داده موفق به یافتن نسخه‌ای از این کتاب در ایران نشده می باشد و نسخه موجود از این کتاب در اینترنت نیز رایگا نبوده که به دلیل محدودیت‌های خرید اینترنتی از سایت‌های خارج از کشور، تهیه آن میسر نشد.

نویسنده‌این کتاب 4 مقاله دیگر در مورد فلسطین با موضوع مرتبط با دولت شدن دارد که در زیر به هر کدام از آنها به اختصار تصریح می گردد:

«اعلامیه فلسطین به دیوان بین‌المللی کیفری: موضوع دولت شدن»[5]: در این مقاله با تصریح به با تصریح به اعلامیه تقدیمی از سوی حکومت خودگردان فلسطین به دیوان بین‌المللی کیفری در زمینه پذیرش صلاحیت رسیدگی دیوان به جنایات ارتکابی در سرزمین فلسطین، موضوع دولت بودن فلسطین مورد مطالعه قرار گرفته و اینگونه استدلال شده می باشد که بر اساس موازین بین‌المللی دولتی تحت عنوان فلسطین در نظام بین‌المللی هست.

«فلسطین یک دولت می باشد: اسبی که راه راه‌های سیاه و سفید داشته باشد، یک گوره خر می باشد»[6]: این مقاله در حقیقت پاسخی می باشد به مقاله «اسرائیل، فلسطین و دیوان بین‌المللی کیفری»[7] که در ان صلاحیت دیوان بین‌المللی کیفری برای رسیدگی به جنایات جنگی ارتکابی در جنگ 09-2008 غزه مورد تردید قرار گرفته می باشد. نویسنده در این مقاله با اتکا به به دولت بودن فلسطین، اعلامیه صادر سده ازسوی فلسطین در مورد پذیرش صلاحیت دیوان را معتبر می‌داند و اظهار می‌دارد که ناتوانی نویسندگان مقاله «اسرائیل، فلسطین و دیوان بین‌المللی کیفری» در رد دولت بودن فلسطین خود نشان می‌دهد که فلسطین یک دولت مستقل می باشد و دیوان می‌تواند به جنایات ارتکابی در خاک فلسطین با اتکا به به اعلامیه صادره رسیدگی نماید

[2] – در این ارتباط مانند منابع فارسی می‌توان به: موسی زاده، رضا، بایسته‌های حقوق بین‌الملل عمومی، چاپ چهارم، تهران، نشر میزان، 1385- فن گلان، گرهارد، درآمدی بر حقوق بین‌الملل عمومی، جلد اول، ترجمه سید داوود آقایی، نشر میزان- نشر دادگستر، تهران، 1378 – ضیائی بیگدلی، محمدرضا، حقوق بین‌الملل عمومی، گنج دانش، چاپ سی و چهارم، تهران، 1387- هوشنگ، مقتدر، حقوق بین‌الملل عمومی، تهران، مرکز چاپ و نشر وزارت امور خارجه، چاپ یازدهم، پاییز 1385- ثابت سعیدی، ارسلان، حقوق بین‌الملل عمومی ، دانشگاه پیام نور، چاپ سوم، تهران، 1383 تصریح نمود.

تعداد صفحه :134

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

***

—-

پشتیبانی سایت :        ———-        serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  ***