گياه در هنگام بارداري و شير دهي ممنوع است(97).
2-4-6) اسطوخودوس و ترشح کورتيزول
تحقيقات نشان مي دهد که مصرف اسطخودوس موجب کاهش غلظت کورتيزول موجود در بزاق و خون و همچنين کاهش غلظت آدرنوکورتيکوتروپين مي شود. لينانول و ليناليل استات موجود در اسطوخودوس با تحريک هيپوتالاموس و کاهش ترشح هورمون آزاد کننده کورتيکوتروپين باعث کاهش ترشح هورمون آدرنوکورتيکوتروپين از هيپوفيز مي شود، که درنتيجه اين فرآيند کاهش ترشح کورتيزول نيز رخ مي دهد(20, 29, 104).

مباني تجربي
تحقيقات انجام گرفته در داخل کشور
محبي و همکاران (1391) در مطالعه خود به منظور بررسي اثر 8 هفته تمرينات مقاومتي با شدت هاي مختلف بر روي تعداد گلبول سفيد خون، کورتيزول و غلظت لاکتات خون تعداد 24 مرد تمرين نکرده را مورد ارزيابي قرار دادند. برنامه تمرين مقاومتي شامل (پرس سينه، پشت بازو، به عرض پايين کشيدن، پرس پا و بسط پا)، با سه نوبت و 7-8 تکرار در گروه با شدت بالا و تکرار 12-13 در گروه با شدت کم بود. نتايج حاکي از افزايش معنادار غلظت لاکتات و کورتيزول در گروه با شدت بالا و کاهش معنادار غلظت کورتيزول در گروه با شدت کم بود(128).
حسيني (1391) در مطالعه خود اثر يک جلسه تمرين هوازي و مصرف مکمل ويتامين E و C را در 30 نفر دانشجو با ميانگين سن 21 سال و وزن 70 کيلوگرم در 3 گروه 10 نفر (گروه ويتامين C، ويتامين E و دارونما) بررسي کرد. متغيرهاي موضوع پس از فعاليت 30 دقيقه اي با 75 درصد توان هوازي فرد بر روي تردميل اندازه گيري شد. نتايج نشان داد که 15 روز مکمل ويتامين C و E اثر معني داري بر روي سطح کورتيزول و لاکتات در حالت استراحت، پس از ورزش و يک ساعت پس از ورزش ندارد(110).
ترتيبيان وهمکاران (1386) در تحقيق خود 16 دوندة مرد جوان را مورد بررسي قرار دادند. به منظور بررسي تغييرات كورتيزول و متابوليت هاي پلاسما، آزمودني هاي تحقيق در آزمون هوازي بالك شركت كردند. نمونه هاي خوني، قبل و بلافاصله و 3 ساعت پس از اتمام آزمون ورزشي جمع آوري شد. نتايج حاصل از اين تحقيق افزايش معني داري را در غلظتهاي كورتيزول، اسيد لاكتيك پلاسما نشان داد. هم چنين بين كورتيزول و اسيد لاكتيك سرم بلافاصله پس از فعاليت بدني شديد ارتباط مثبت معني داري مشاهده شد(111).
در سال (1385) غياث و همکاران اثر ورزش استقامتي را بر سطح کورتيزول پلاسما 25 مرد ورزشـكار دوهاي‌ استـقامتي‌ 25-18 ساله‌ كه‌ بيـش‌ از 5 سال‌ در اين‌ رشـته‌ ورزشي‌ فـعاليت نموده‌ بودند و هر روز در دو نوبت صبح و عصر 45 دقيقه مي‌دويدند به‌ همراه‌ 25 مرد سالم‌ غير ورزشـكار در هـمان‌ گروه سني‌ بررسي کردند. از افراد مورد آزمايش 20 دقيقه‌ پس‌ از انجام‌ ورزش‌ و نيز از افراد شاهد در دو نوبت‌ صبح‌ (بين‌ ساعتهاي‌ 7 تا 8 صبح‌) بطور نا شتا و عصر (بين ساعات 20-19) خونـگيري‌ به‌ عـمل‌ آمد. نتايج‌ اين‌ مطالعه‌ حاكي‌ از افزايش معنادار كورتيزول‌ در دونده‌هاي‌ استقامتي‌ در مقايسه‌ با گروه‌ شاهد مي‌باشد(112).
در خصوص تغييرات کورتيزول به دنبال مصرف اسطخودوس ميرزايي و همکاران (1388) تحقيق خود را بر روي 121 خانم باردار انجام دادند. به منظور سنجش سطح کورتيزول سرم، آزمودنيها به دو گروه شاهد (58 نفر) و گروه تجربي (63 نفر) تقسيم شدند، پس از استشمام اسطخودوس در گروه تجربي به مدت يک ساعت نمونه خوني گرفته شد. غلظت پلاسمايي هورمون کورتيزول قبل و پس از استشمام اسطوخودوس در هر دو گروه اندازه گيري شد. نتيجه تحقيق نشان مي دهد که قبل از استشمام اسطوخودوس غلظت کورتيزول و اضطراب در هر دو گروه يکسان بود، اما پس از استشمام اسطوخودوس سطح اضطراب و غلظت کورتيزول به طور معني داري کاهش يافت(113).
در تحقيق اراضي و همکاران (1391) 29 مرد تمرين نكرده با دامنه سني 36 الي 56 سال در يک برنامه تمريني ترکيبي و هوازي به مدت 8 هفته و هر هفته 3 جلسه شرکت کردند. آزمودني ها در سه گروه تمرين هوازي، ترکيبي (هوازي-مقاومتي)، شاهد به صورت تصادفي تقسيم شدند. قبل و بعد از برنامه تمرين VO2max و برخي شاخصهاي بيماريهاي قلبي عروقي اندازه گيري شد. نتايج افزايش معنادار مقادير VO2max را در هر دو گروه تجربي پس از برنامه تمريني نشان مي دهد(114).
بهرام و همکاران (1392) به منظور بررسي اثر سازشي تمرين هوازي بر ميزان VO2max تعداد 28 نفر دانشجو داوطلب با ميانگين سن 19 سال را به دو گروه تجربي و شاهد تقسيم کردند. مراحل انجام کار براي آزمودني ها در پيش و پس آزمون ، شامل نمونه گيري خون، تست فزاينده بروس (VO2max) و شرکت در يك برنامه تمريني، شامل 8 هفته تمرين هوازي با سه جلسه تكرار در هفته و با شدت 60 تا 75 درصد حداكثر ضربان قلب بيشينه شركت كردند. نتايج حاکي از اختلاف معنادار مقادير VO2max در پس آزمون بين گروه شاهد و تجربي است همچنين نشان مي دهد که تمرين هوازي باعث افزايش مقادير VO2max مي شود(115).
تحقيقات انجام گرفته در خارج از کشور
نانديني (2013) در يک مطالعه بر روي 30 زن دانشگاهي اثر هشت هفته تمرين رقص هوازي را مورد بررسي قرار داد. آزمودني ها به دو گروه شاهد و تجربي تقسيم شدند. گروه تجربي به مدت 8 هفته تمرين رقص هوازي را انجام دادند. Vo2Max در قبل و بعد از دوره تمرين اندازه گيري شد. نتايج نشان دهنده افزايش معنادار Vo2Max در گروه تجربي بود(129).
روسلر و همکاران (2013) به منظور بررسي اثر تمرينات هوازي با شدت بالا همراه با جلسات مشاوره گروهي بر آنتروپومتري و آمادگي قلبي تنفسي، تعداد 17 زن داراي اضافه وزن را مورد بررسي قرار دادند. برنامه تمرين شامل 16 هفته برنامه متقاطع تمرين هوازي و جلسات مشاوره گروهي بود. دور کمر، شاخص توده بدن و حداکثر ظرفيت هوازي Vo2Max در شروع مطالعه، حين و بعد از مداخله اندازه گيري شد. نتايج حاکي از افزايش معنادار Vo2Max پس از انجام تمرينات هوازي و مشاوره بود(130).
اسپرليچ و همکاران (2012) در تحقيق خود بر روي 17 دوچرخه سوار مرد شرکت کننده در مسابقات قهرماني سراشيبي کوهستان به منظور اندازه گيري کورتيزول بزاقي، ضربان قلب، و پاسخ لاکتات خون مورد بررسي قرار گرفتند. در طول مسابقه، ضربان قلب ثبت شد و قبل و بعد از مسابقه غلظت لاکتات خون و همچنين سطح کورتيزول بزاقي اندازه گيري شد. نتايج نشان دهنده افزايش معنادار ضربان قلب، لاکتات و کورتيزول بزاقي به عنوان يک مارکر استرسي بود(127).
در تحقيقي كه کپلند و همکاران (2002) روي 30 زن سالم در پنج گروه سني متفاوت 16 تا 69 سال انجام داد، به اين نتيجه رسيد كه پس از مداخله دو نوع تمرين استقامتي و مقاومتي يك جلسه اي سطح هورمون كورتيزول طي جلسات تمرين مقاومتي و استقامتي كاهش معني داري يافت، البته اين كاهش در تمرين مقاومتي كم تر بود . هم چنين سطوح لاكتات خون نيز تنها بعد از تمرين مقاومتي در همه گروه ها افزايش معني داري داشت اما مقادير اين افزايش در زنان ميانسال بيشتر از زنان مسن بود(116).
پاکوتي و همکاران (2005) 11ورزشکار غير رقابتي و 20 ورزشکار رقابتي را به منظور تعيين تفاوتهاي فردي در پاسخهاي لاکتات و کورتيزول سرم به دنبال آزمون ايزوکنتيک41 مورد مطالعه قرار دادند. نتايج نشان دهنده اين موضوع بود که آزمون ايزوکنتيک اثر معناداري بر پاسخهاي لاکتات و کورتيزول دارد. ارتباط معني داري بين کورتيزول سرم و بزاق و سطوح لاکتات وجود نداشت(117).
روجاس وگا و همکاران (2006) تاثير يک دوره کوتاه مدت تمرين هوازي بر ميزان BDNF42، کورتيزول و لاکتات را در 8 مرد ورزشکار سالم مورد بررسي قرار دادند. نمونه گيري خوني پس از 10 دقيقه گرم کردن و يک آزمون سطح شيب دار وامانده ساز از آزمودنيها گرفته شد. نتايج نشان دهنده افزايش معنادار سطوح کورتيزول و لاکتات پس از آزمون وامانده ساز نسبت به سطوح استراحتي آنها بود(118).
اُبمينسکي و همکاران (2011) در تحقيق خود تعداد 7 زن شمشيرباز را براي دو نوبت (قبل و بعد از سه ماه از فعاليت) مطالعه کردند. در هر نوبت شمشيربازان آزمون بي هوازي (10 ثانيه بيشينه) را روي دوچرخه کارسنج انجام دادند. نمونه خون پس از 3 دقيقه به منظور تعيين مقدار pH، لاکتات خون، کورتيزول و سطح تستوسترون در نظر گرفته شد. نتايج حاکي از بهبود برخي شاخص هاي فيزيولوژيکي بود. همچنين 3 ماه تمرين منجر به افزايش معنادار سطوح تستوسترون، کورتيزول و لاکتات شده بود(119).
کروز و همکاران (2012) در تحقيق خود اثر گياه اسطوخودوس و نعناع را بر روي 10 زن بسکتباليست دانشجو به منظور سنجش سرعت، چابکي و نشاط ذهني بررسي کردند. دانشجويان به 3 گروه (اسطوخودوس، نعناع و شاهد) تقسيم شدند و آزمون هاي سرعت وچابکي را انجام دادند. نتايج حاکي از اين بود که رايحه آرامش بخش و دلپذير اسطوخودوس به طور معناداري باعث بهبود عملکرد ورزشي بخصوص فعاليتهاي ورزشي کوتاه مدت مي شود(120).
آتسومي و تنوساکي (2007) اثر استشمام رايحه اسطوخودوس بر برخي فاکتورهاي فيزيولوژيکي موجود در بزاق مانند کورتيزول را در 22 آزمودني سالم مطالعه کردند. آزمودني ها ابتدا به مدت 5 دقيقه رايحه اسطوخودوس را استشمام کردند، بلافاصله پس از آن نمونه بزاقي جمع آوري شد. نتايج نشان دهنده کاهش معني دار کورتيزول پس از استشمام اسطوخودوس بود(19).
جمع بندي کلي از نتايج تحقيقات
با مروري بر ادبيات پيشينه مشخص مي شود که تحقيقات بسيار معدودي مشابه اين تحقيق انجام شده است. حتي براساس دانش محقق مي توان گفت که تاکنون هيچ تحقيقي در رابطه با بررسي اثر تمرينات هوازي و مکمل اسطوخودوس بر عوامل ذکر شده در اين تحقيق بطور همزمان صورت نگرفته است. ليکن در ايران تحقيقات ميرزايي و همکاران (1388)، اراضي و همکاران (1391) و بهرام و همکاران (1392) تا حدودي مشابه تحقيق حاضر مي باشد(112, 115). با توجه به نتايج تحقيقات اسطوخودوس موجب کاهش کورتيزول گشته است و همچنين تمرين هوازي باعث کاهش لاکتات و افزايش حداکثر اکسيژن مصرفي مي شود.
در سطح جهان نيز تنها تحقيقات روسلر و همکاران (2013)، نانديني (2013)، کروز و همکاران (2011) مشابه تحقيق حاضر صورت گرفته است(120). نتايج نشان داد مصرف اسطوخودوس باعث بهبود عملکرد ورزشي بخصوص فعاليتهاي ورزشي کوتاه مدت مي شود و نيز تمرين هوازي موجب بهبود و افزايش حداکثر اکسيژن مصرفي مي شود.
از اين رو اين تحقيق اطلاعات جديد و مفيدي را در رابطه با تاثير تمرين هوازي و مصرف اسطوخودوس بر عوامل ذکر شده ارائه مي دهد.

روش انجام تحقيق
اين تحقيق از نوع تحقيقات نيمه تجربي با طرح آزمون مقدماتي (پيش آزمون) و آزمون نهايي (پس آزمون) و 1 گروه شاهد و 3 گروه تجربي (دانشجويان پسر غير ورزشکار) بود. که در زمره تحقيقات کاربردي قرار دارد.
3-1) جامعه و نمونه آماري
جامعه آماري اين تحقيق شامل دانشجويان پسر غير ورزشکار دانشگاه فردوسي مشهد بود که به صورت داوطلبانه در طرح تحقيقاتي شرکت کردند. نمونه آماري شامل 37 نفر آزمودني به صورت تصادفي در قالب 30 نفر در گروه هاي تجربي و 7 نفر در گروه شاهد که سن آنها در هر گروه به ترتيب (تمرين هوازي31/1 ± 2/21، مکمل39/1 ± 8/24، تمرين هوازي و مکمل 84/2 ± 1/23، شاهد15/3 ± 5/23 سال و شاخص توده بدني تمرين هوازي03/3 ± 87/21، مکمل 54/3 ± 75/21، تمرين هوازي و مکمل36/2 ± 09/22، شاهد95/1 ± 23 کيلوگرم / متر مربع) بود.
3-2) نحوه نمونه گيري
روش نمونه گيري طرح تحقيقي مورد نظر به صورت داوطلبانه – دردسترس و به روش تصادفي در گروه بندي بود. بدين صورت که ابتدا از بين داوطلبان شرکت کننده بر اساس معيارهاي تحقيق تعداد 37 نفر گزينش شدند، پس از معاينه افراد توسط پزشک و تکميل نمودن پرسشنامه اطلاعات فردي، سوابق پزشکي و پرسشنامه ارزيابي فعاليت

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید